calamuss plant
گیاه کالاموس
calamuss species
گونههای کالاموس
calamuss habitat
زیستگاه کالاموس
calamuss uses
کاربردهای کالاموس
calamuss growth
رشد کالاموس
calamuss benefits
فواید کالاموس
calamuss characteristics
ویژگیهای کالاموس
calamuss cultivation
کشت کالاموس
calamuss ecology
اکولوژی کالاموس
calamuss management
مدیریت کالاموس
he used a calamuss to write his thoughts.
او از قلم مو برای نوشتن افکار خود استفاده کرد.
the artist prefers a calamuss for detailed work.
هنرمند ترجیح می دهد از قلم مو برای کارهای دقیق استفاده کند.
calamuss is essential for calligraphy.
قلم مو برای خوشنویسی ضروری است.
she bought a new calamuss for her art class.
او یک قلم موی جدید برای کلاس هنر خود خرید.
using a calamuss can improve your handwriting.
استفاده از قلم مو می تواند خط شما را بهبود بخشد.
the teacher demonstrated how to use a calamuss.
معلم نحوه استفاده از قلم مو را نشان داد.
his calamuss was worn out from too much use.
قلم موی او به دلیل استفاده زیاد فرسوده شده بود.
she prefers the feel of a calamuss over a regular pen.
او ترجیح می دهد احساس قلم مو را نسبت به یک خودکار معمولی بیشتر دوست داشته باشد.
the calamuss glided smoothly across the paper.
قلم مو به راحتی روی کاغذ سر می خورد.
he carefully dipped the calamuss in ink.
او با دقت قلم مو را در جوهر فرو برد.
calamuss plant
گیاه کالاموس
calamuss species
گونههای کالاموس
calamuss habitat
زیستگاه کالاموس
calamuss uses
کاربردهای کالاموس
calamuss growth
رشد کالاموس
calamuss benefits
فواید کالاموس
calamuss characteristics
ویژگیهای کالاموس
calamuss cultivation
کشت کالاموس
calamuss ecology
اکولوژی کالاموس
calamuss management
مدیریت کالاموس
he used a calamuss to write his thoughts.
او از قلم مو برای نوشتن افکار خود استفاده کرد.
the artist prefers a calamuss for detailed work.
هنرمند ترجیح می دهد از قلم مو برای کارهای دقیق استفاده کند.
calamuss is essential for calligraphy.
قلم مو برای خوشنویسی ضروری است.
she bought a new calamuss for her art class.
او یک قلم موی جدید برای کلاس هنر خود خرید.
using a calamuss can improve your handwriting.
استفاده از قلم مو می تواند خط شما را بهبود بخشد.
the teacher demonstrated how to use a calamuss.
معلم نحوه استفاده از قلم مو را نشان داد.
his calamuss was worn out from too much use.
قلم موی او به دلیل استفاده زیاد فرسوده شده بود.
she prefers the feel of a calamuss over a regular pen.
او ترجیح می دهد احساس قلم مو را نسبت به یک خودکار معمولی بیشتر دوست داشته باشد.
the calamuss glided smoothly across the paper.
قلم مو به راحتی روی کاغذ سر می خورد.
he carefully dipped the calamuss in ink.
او با دقت قلم مو را در جوهر فرو برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید