calendared

[ایالات متحده]/ˈkæləndəd/
[بریتانیا]/ˈkælənˌdɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v برنامه‌ریزی یا تنظیم چیزی در یک تقویم؛ برای تعیین وقت ملاقات.

عبارات و ترکیب‌ها

calendared document

سند زمان‌بندی‌شده

calendared meeting

جلسه زمان‌بندی‌شده

calendared event

رویداد زمان‌بندی‌شده

calendared schedule

برنامه زمان‌بندی‌شده

calendared deadline

مهلت نهایی زمان‌بندی‌شده

calendared appointment

قرار ملاقات زمان‌بندی‌شده

calendared task

وظیفه زمان‌بندی‌شده

calendared plan

برنامه زمان‌بندی‌شده

calendared session

جلسه زمان‌بندی‌شده

calendared timeline

جدول زمانی زمان‌بندی‌شده

جملات نمونه

the company has calendared the meeting for next week.

شرکت جلسه را برای هفته آینده در تقویم ثبت کرده است.

we need to ensure that all events are calendared properly.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه رویدادها به درستی در تقویم ثبت شده اند.

she calendared her appointments for the month.

او قرارهای ملاقات خود را برای ماه در تقویم ثبت کرد.

the project deadlines were calendared in advance.

مهلت های پروژه از قبل در تقویم ثبت شده بودند.

he calendared his vacation days for the summer.

او روزهای تعطیل خود را برای تابستان در تقویم ثبت کرد.

all team meetings are calendared on the shared calendar.

همه جلسات تیمی در تقویم مشترک ثبت شده اند.

we should have all deadlines calendared by the end of the week.

ما باید تا پایان هفته همه مهلت ها را در تقویم ثبت کنیم.

he calendared his tasks to stay organized.

او وظایف خود را در تقویم ثبت کرد تا منظم بماند.

the conference has been calendared for the fall.

کنفرانس برای پاییز در تقویم ثبت شده است.

make sure to have your events calendared to avoid conflicts.

مطمئن شوید که رویدادهای خود را در تقویم ثبت کرده اید تا از تداخل جلوگیری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید