calendaring

[ایالات متحده]/ˈkælɪndə(r)/
[بریتانیا]/ˈkælɪndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستمی برای سازماندهی روزها به منظور اجتماعی، مذهبی، تجاری یا اداری.
vt. زمان‌بندی کردن، برنامه‌ریزی کردن یا ترتیب دادن بر اساس یک تقویم.

عبارات و ترکیب‌ها

desktop calendar

تقویم رومیزی

lunar calendar

تقویم قمری

calendar year

سال تقویمی

desk calendar

تقویم رومیزی

chinese calendar

تقویم چینی

gregorian calendar

تقویم گریگوری

calendar month

ماه تقویم

solar calendar

تقویم خورشیدی

calendar date

تاریخ تقویم

calendar day

روز تقویم

academic calendar

تقویم تحصیلی

perpetual calendar

تقویم دائمی

julian calendar

تقویم ژولیانی

جملات نمونه

I need to check my calendar to see if I'm available.

من باید تقویم خود را بررسی کنم تا ببینم آیا در دسترس هستم یا نه.

She marked her birthday on the calendar.

او سالگرد تولدش را روی تقویم علامت گذاری کرد.

The calendar on my phone helps me stay organized.

تقویمی که در تلفن من است به من کمک می کند تا منظم بمانم.

We have a shared calendar to coordinate our schedules.

ما یک تقویم مشترک داریم تا برنامه های زمانی خود را هماهنگ کنیم.

The lunar calendar is used to determine traditional Chinese holidays.

تقویم قمری برای تعیین تعطیلات سنتی چینی استفاده می شود.

I like to write important dates on my wall calendar.

من دوست دارم تاریخ های مهم را روی تقویم دیواری خود بنویسم.

The calendar year starts on January 1st.

سال تقویمی از 1 ژانویه شروع می شود.

I always forget to flip the calendar to the next month.

من همیشه فراموش می کنم که تقویم را به ماه بعد عوض کنم.

My favorite part of the calendar is the cute animal illustrations.

قسمت مورد علاقه من از تقویم تصاویر حیوانات ناز است.

The school calendar shows when holidays and breaks are scheduled.

تقویم مدرسه نشان می دهد چه زمانی تعطیلات و استراحت ها برنامه ریزی شده اند.

نمونه‌های واقعی

You can see the calendar, March, 2011.

شما می توانید تقویم را ببینید، مارس، 2011.

منبع: CNN Selected March 2016 Collection

The left will be your Monthly Calendar.

سمت چپ تقویم ماهانه شما خواهد بود.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

Make a schedule using a calendar or Excel.

با استفاده از یک تقویم یا اکسل یک برنامه تنظیم کنید.

منبع: Listening Digest

The Chinese calendar is organized around lunar months.

تقویم چینی بر اساس ماه‌های قمری سازماندهی شده است.

منبع: 2024 New Year Special Edition

Then, there are more debates dotting the calendar.

سپس بحث های بیشتری در تقویم وجود دارد.

منبع: CNN Selected January 2016 Collection

Now lash is basically how I view my calendar.

حالا، لَش اساساً نحوه دیدن تقویم من است.

منبع: Cambridge top student book sharing

Using my Google calendar helps me structure my week.

استفاده از تقویم گوگل من به من کمک می کند تا هفته خود را سازماندهی کنم.

منبع: Rachel's Classroom: 30-Day Check-in with 105 Words (Including Translations)

Of course we have games, we have beautiful calendars.

البته ما بازی داریم، ما تقویم های زیبا داریم.

منبع: Previous Apple Keynotes

What's different this time is the election calendar.

تفاوت این بار تقویم انتخابات است.

منبع: NPR News July 2023 Collection

Follow the calendar on the phone I gave you.

تقویم را در تلفنی که به شما دادم دنبال کنید.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید