calendering

[ایالات متحده]/'kælɪndə/
[بریتانیا]/ˈkæləndɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با یک تقویم صیقل دادن
n. یک ماشین تقویم

جملات نمونه

Booklet, Wobbler, Tend Card, Calender & Dairy...

بروشور، Wobbler، کارت تمایل، تقویم و Dairy...

Supercalender: A calendering stack with alternate hard steel rollers and soft rollers, some of which move faster than others, which imparts a high gloss finish to paper as it "slips" between them.

سوپرکالندر: یک دستگاه کالندری با غلطک‌های فولادی سخت و غلطک‌های نرم متناوب، که برخی از آن‌ها سریع‌تر از سایرین حرکت می‌کنند، که باعث ایجاد پوشش با درخشندگی بالا روی کاغذ می‌شود زیرا بین آن‌ها "لغزش" پیدا می‌کند.

Packng tools, Packing cutter, Gasket cutter, SWG winding machine, bending machine, Groover, Angling machine, Double jacketed machine, Gasket cutting machine, Puncher, Calender, Braider and so on.

ابزارهای بسته‌بندی، دستگاه برش بسته‌بندی، دستگاه برش گسکت، دستگاه پیچ SWG، دستگاه خم‌کننده، دستگاه زاویه‌ساز، دستگاه دو جداره، دستگاه برش گسکت، پانچ، تقویم، بافنده و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید