cambering

[ایالات متحده]/ˈkæmbərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkæm.bɚ.ɪŋ/

ترجمه

v. عمل منحنی شدن به سمت بالا; به حالت تو خالی درآمدن.

عبارات و ترکیب‌ها

cambering adjustment

تنظیم کمبر

cambering angle

زاویه کمبر

cambering process

فرآیند کمبر

cambering technique

تکنیک کمبر

cambering measurement

اندازه گیری کمبر

cambering system

سیستم کمبر

cambering tool

ابزار کمبر

cambering method

روش کمبر

cambering design

طراحی کمبر

cambering effect

اثر کمبر

جملات نمونه

the car's cambering improved its handling on sharp turns.

اصلاح کامبر خودرو باعث بهبود هندلینگ آن در پیچ‌های تند شد.

cambering is crucial for optimizing tire wear.

کامبر برای بهینه‌سازی سایش لاستیک‌ها بسیار مهم است.

adjusting the cambering can enhance the vehicle's stability.

تنظیم کامبر می‌تواند پایداری خودرو را افزایش دهد.

many racers focus on cambering for better performance.

بسیاری از مسابقه‌ران بر روی کامبر برای عملکرد بهتر تمرکز می‌کنند.

cambering affects how the tires contact the road.

کامبر بر نحوه تماس لاستیک‌ها با جاده تأثیر می‌گذارد.

proper cambering can lead to improved fuel efficiency.

کامبر مناسب می‌تواند منجر به بهبود راندمان سوخت شود.

engineers study cambering to enhance vehicle design.

مهندسان کامبر را برای بهبود طراحی خودرو مطالعه می‌کنند.

cambering adjustments are often made during tuning sessions.

تنظیمات کامبر اغلب در طول جلسات تنظیم انجام می‌شوند.

understanding cambering is essential for automotive enthusiasts.

درک کامبر برای علاقه‌مندان به خودرو ضروری است.

the cambering technique was demonstrated at the workshop.

تکنیک کامبر در کارگاه به نمایش گذاشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید