camomile

[ایالات متحده]/'kæməmaɪl/
[بریتانیا]/'kæməmaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از جنس Matricaria، که به طور معمول به عنوان بابونه شناخته می‌شود
Word Forms
جمعcamomiles

جملات نمونه

I enjoy drinking camomile tea before bed.

من از نوشیدن چای بابونه قبل از خواب لذت می برم.

Camomile is often used in herbal remedies for its calming properties.

بابونه اغلب در درمان های گیاهی به دلیل خواص آرامبخش آن استفاده می شود.

She picked some fresh camomile flowers for her herbal infusion.

او چند گل بابونه تازه برای معجون گیاهی خود جمع کرد.

Camomile essential oil is known for its soothing effects on the skin.

روغن اساسی بابونه به دلیل اثرات آرامش بخش آن بر روی پوست شناخته شده است.

The camomile plant has small daisy-like flowers.

گیاه بابونه گل های کوچک شبیه علف هفت پر دارد.

Many people find the scent of camomile to be very relaxing.

بسیاری از مردم عطر بابونه را بسیار آرامش بخش می دانند.

Camomile is a popular ingredient in natural skincare products.

بابونه یک ماده محبوب در محصولات مراقبت از پوست طبیعی است.

Some people use camomile to help with insomnia.

برخی از افراد از بابونه برای کمک به رفع بی خوابی استفاده می کنند.

Camomile is often brewed as a tea for its mild flavor and calming effects.

بابونه اغلب به دلیل طعم ملایم و اثرات آرامبخش آن به صورت چای دم می شود.

The camomile plant belongs to the daisy family.

گیاه بابونه به خانواده گزنه تعلق دارد.

نمونه‌های واقعی

A little camomile, honey, lemon, and whiskey.

کمی بابونه، عسل، لیمو و ویسکی.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

His mother put him to bed, and made some camomile tea.

مادرش او را به رختخواب برد و مقداری چای بابونه درست کرد.

منبع: Storyline Online English Stories

Oh my God, do you wanna have some camomile relaxing delicious tea?

خدای من، آیا می‌خواهید کمی چای بابونه آرامش‌بخش و خوشمزه داشته باشید؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Like an earl gray or if I'm feeling fancy, I'll do a little citrus tea. And at night, camomile.

مثل یک ارل گری یا اگر احساس کنم شیک هستم، کمی چای مرکبات درست می‌کنم. و شب‌ها، بابونه.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

The types of tea that I like to drink, I like honey, even other camomile.

انواع چای‌هایی که دوست دارم بنوشم، عسل را دوست دارم، حتی بابونه دیگر.

منبع: A day’s diet of a celebrity.

Would you like a tea, perhaps a camomile?

آیا دوست دارید چای بنوشید، شاید یک بابونه؟

منبع: Miranda Season 3

Something about camomile, always feels like home to me, but usually I don't drink that.

چیزی در مورد بابونه، همیشه احساس می‌کنم مثل خانه خودم است، اما معمولاً آن را نمی‌نوشم.

منبع: A day’s diet of a celebrity.

Instead, our vessel smelled like fresh sea breeze and the bags of cardamom we carried and all that camomile tea I was chugging.

به جای آن، کشتی ما بوی نسیم دریای تازه و کیسه‌های دارچین که حمل می‌کردیم و تمام آن چای بابونه که می‌نوشیدم، می‌داد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Well actually, actually an English breakfast would be the British thing of me, but camomile is kind of my favorite, not gonna lie.

خب در واقع، در واقع یک صبحانه انگلیسی، چیز بریتانیایی من خواهد بود، اما بابونه کمی مورد علاقه من است، دروغ نمی‌گویم.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

His mother put him to bed, and made some camomile tea; and she gave a dose of it to Peter!

مادرش او را به رختخواب برد و مقداری چای بابونه درست کرد؛ و او یک دوز از آن را به پیتر داد!

منبع: Peter Rabbit and His Friends (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید