campmates

[ایالات متحده]/ˈkæmpmeɪts/
[بریتانیا]/ˈkæmpmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که یک کمپ را به اشتراک می‌گذارند یا در یک کمپ با هم زندگی می‌کنند؛ عضو گروه خاصی در یک برنامه تلویزیونی واقعیت‌شیار.

جملات نمونه

our campmates gathered around the campfire.

همسران اردویی ما در اطراف آتش چادور جمع شدند.

the campmates shared stories during the evening.

همسران اردویی در طول شب داستان‌هایی را با هم به اشتراک گذاشتند.

i became good friends with my campmates.

من با همسران اردویی دوستان خوبی شدم.

the campmates helped each other set up tents.

همسران اردویی به یکدیگر کمک کردند تا намک‌های خود را نصب کنند.

our campmates organized a hiking trip.

همسران اردویی ما یک سفر پیاده‌روی را سازماندهی کردند.

the campmates cooked meals together.

همسران اردویی با هم غذاهایی را پختند.

my campmates and i explored the forest.

من و همسران اردویی من جنگل را کاوش کردیم.

the campmates played games at night.

همسران اردویی در شب بازی‌هایی را انجام دادند.

we said goodbye to our campmates.

ما با همسران اردویی خود لیمپی گفتیم.

the campmates learned survival skills together.

همسران اردویی با هم مهارت‌های بقا را یاد گرفتند.

our campmates decorated the campsite.

همسران اردویی ما محل اردو را زیبایی‌گذاری کردند.

the campmates woke up early to watch the sunrise.

همسران اردویی زود بیدار شدند تا آفتاب‌گذار را ببینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید