candids

[ایالات متحده]/ˈkændɪd/
[بریتانیا]/ˈkændɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صریح، باز، طبیعی، بی‌طرف، حقه‌باز
adv. صریحاً، به‌طور طبیعی، به‌طور بی‌طرف
n. صراحت، طبیعی بودن، بی‌طرفی

عبارات و ترکیب‌ها

candid friend

دوست صمیمی

جملات نمونه

This is really a candid decision.

این واقعاً یک تصمیم رکیک است.

To be candid, I don't agree.

برای گفتن حقیقت، من موافق نیستم.

He is quite candid with his friends.

او با دوستانش کاملاً رک است.

To be candid with you, your son is far from trust worthy.

برای اینکه با شما رک صحبت کنم، پسر شما اصلاً قابل اعتماد نیست.

he can be quite candid when the spirit moves him.

وقتی الهام می‌گیرد، می‌تواند کاملاً رک باشد.

I will be quite candid with you, I think you acted foolishly.

من رک با شما می‌گویم، فکر می‌کنم شما احمقانه عمل کردید.

I felt she was being less than candid with me.

احساس کردم که او با من صادقانه رفتار نمی‌کند.

He was quite candid about the way the case had been handled.

او در مورد نحوه رسیدگی به پرونده کاملاً رک بود.

In private, I gave them my candid opinion.See Synonyms at frank 1

در خفا، نظر رک خود را با آنها در میان گذاشتم. به مترادف‌ها در frank 1 مراجعه کنید.

Charismatic, astute and candid, she is a visionary business thinker who is the perfect keynoter for your convention, meeting or strategic retreat.

خوشاخص، باهوش و رک، او یک متفکر تجاری آینده‌نگر است که سخنران اصلی عالی برای کنوانسیون، جلسه یا بازنشستگی استراتژیک شما است.

نمونه‌های واقعی

He had his mother's candid brow and fine, reflective eyes.

او ابروی رک و صادقانه و چشمان زیبا و متفکرش را از مادرش به ارث برده بود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

At 80, Fonda is candid about her past and present.

در سن 80 سالگی، فوندا در مورد گذشته و حالش رک و صادقانه صحبت می کند.

منبع: People Magazine

How can I have a candid conversation with my girlfriend about being more dependable?

چگونه می توانم با نامزد یا همسرم در مورد قابل اعتمادتر بودن، یک مکالمه رک و صادقانه داشته باشم؟

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

You got me on candid camera.

تو من را در حال فیلمبرداری غیررسمی به تصویر کشیدی.

منبع: Out of Control Season 3

As such, it pays not to be too candid.

بنابراین، بهتر است خیلی رک نباشید.

منبع: The Economist - Business

You'll find Mr. Vole very responsive and quite candid.

شما متوجه خواهید شد که آقای وول بسیار پاسخگو و کاملاً رک است.

منبع: Prosecution witness

Moments captured spontaneously as they happen is known as candid photography.

لحظاتی که به طور خودکار و همانطور که اتفاق می افتد ثبت می شوند، به عنوان عکاسی غیررسمی شناخته می شوند.

منبع: Selected English short passages

I didn't know if we were still being as candid today.

نمی دانستم آیا امروز هنوز به همان اندازه رک هستیم یا نه.

منبع: Twilight: Eclipse

A tip: Use a long zoom while capturing candid moments.

نکته: هنگام ثبت لحظات غیررسمی از لنز با بزرگنمایی طولانی استفاده کنید.

منبع: Selected English short passages

And president Castro and I have had very frank and candid conversations on these subjects.

من و رئیس جمهور کاسترو گفتگوهای بسیار صریح و رک در مورد این موضوعات داشته ایم.

منبع: NPR News March 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید