evasive action
اقدام فرار
She gave an evasive answer.
او پاسخی طفری داد.
she was evasive about her phone number.
او در مورد شماره تلفنش طفری بود.
they decided to take evasive action .
آنها تصمیم گرفتند اقدام احتیاطی انجام دهند.
her cousin was not her equal in guile and evasive craft.
عموی او در فریب و مهارت طفری با او برابر نبود.
His evasive reply prompted me to ask another question.
پاسخ طفری او باعث شد سوال دیگری بپرسم.
If the bullets start coming this way, take evasive action.
اگر گلوله ها این طرف بیایند، اقدام احتیاطی انجام دهید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید