cankered

[ایالات متحده]/ˈkæŋ.kərd/
[بریتانیا]/ˈkæŋ.kər.d/

ترجمه

adj. داشتن یا نشان دادن احساس تلخی، کینه یا خشم؛ تلخ و کینه‌توز؛ فاسد یا پوسیده؛ زخم‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

cankered heart

قلب فرسوده

cankered love

عشق فرسوده

cankered tree

درخت فرسوده

cankered soul

روح فرسوده

cankered mind

ذهن فرسوده

cankered dreams

رویاهای فرسوده

cankered spirit

روحیه فرسوده

cankered joy

شادی فرسوده

cankered hope

امید فرسوده

cankered future

آینده فرسوده

جملات نمونه

the cankered tree was removed from the garden.

درخت پوسیده از باغ خارج شد.

his cankered reputation made it hard for him to find a job.

شهرت بدنام او باعث شد پیدا کردن شغل برایش دشوار باشد.

the cankered leaves indicated a serious disease.

برگ‌های پوسیده نشان‌دهنده یک بیماری جدی بودند.

she felt her spirit was cankered by constant criticism.

او احساس کرد روحش به دلیل انتقادات مداوم دچار فساد شده است.

the cankered fruit was thrown away to prevent contamination.

میوه پوسیده دور ریخته شد تا از آلودگی جلوگیری شود.

he tried to heal the cankered relationship with his friend.

او سعی کرد رابطه خراب شده با دوستش را ترمیم کند.

the cankered area of the plant was treated with special care.

قسمت پوسیده گیاه با مراقبت ویژه درمان شد.

her cankered heart longed for forgiveness.

قلب آزرده او مشتاق بخشش بود.

the cankered soil needed to be replaced for better growth.

خاک پوسیده نیاز به جایگزینی برای رشد بهتر داشت.

the cankered wound required immediate medical attention.

زخم چرکی نیاز به رسیدگی فوری پزشکی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید