cannot

[ایالات متحده]/ˈkɑːn.ʌt/
[بریتانیا]/kan-uh t/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قادر به انجام کاری نبودن

عبارات و ترکیب‌ها

cannot wait

نمی‌توانم صبر کنم

cannot help

نمی‌توانم کمک کنم

cannot believe

نمی‌توانم باور کنم

cannot find

نمی‌توانم پیدا کنم

cannot remember

نمی‌توانم به یاد بیاورم

cannot stop

نمی‌توانم متوقف کنم

cannot understand

نمی‌توانم درک کنم

cannot agree

نمی‌توانم موافقت کنم

cannot change

نمی‌توانم تغییر دهم

cannot accept

نمی‌توانم بپذیرم

جملات نمونه

i cannot believe how fast time flies.

من نمی‌توانم باور کنم چقدر زمان سریع می‌گذرد.

she cannot attend the meeting tomorrow.

او نمی‌تواند فردا در جلسه شرکت کند.

they cannot finish the project without help.

آنها نمی‌توانند پروژه را بدون کمک به پایان برسانند.

he cannot find his keys anywhere.

او نمی‌تواند کلیدهایش را در هیچ کجا پیدا کند.

we cannot ignore the importance of education.

ما نمی‌توانیم اهمیت آموزش را نادیده بگیریم.

you cannot expect results overnight.

شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که نتایج یک شبه حاصل شود.

she cannot understand why he left.

او نمی‌تواند متوجه شود که چرا او رفت.

they cannot agree on the best solution.

آنها نمی‌توانند بر سر بهترین راه حل به توافق برسند.

i cannot express how grateful i am.

من نمی‌توانم بیان کنم که چقدر سپاسگزارم.

he cannot wait to see his family again.

او نمی‌تواند صبر کند تا دوباره خانواده‌اش را ببیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید