cannot wait
نمیتوانم صبر کنم
cannot help
نمیتوانم کمک کنم
cannot believe
نمیتوانم باور کنم
cannot find
نمیتوانم پیدا کنم
cannot remember
نمیتوانم به یاد بیاورم
cannot stop
نمیتوانم متوقف کنم
cannot understand
نمیتوانم درک کنم
cannot agree
نمیتوانم موافقت کنم
cannot change
نمیتوانم تغییر دهم
cannot accept
نمیتوانم بپذیرم
i cannot believe how fast time flies.
من نمیتوانم باور کنم چقدر زمان سریع میگذرد.
she cannot attend the meeting tomorrow.
او نمیتواند فردا در جلسه شرکت کند.
they cannot finish the project without help.
آنها نمیتوانند پروژه را بدون کمک به پایان برسانند.
he cannot find his keys anywhere.
او نمیتواند کلیدهایش را در هیچ کجا پیدا کند.
we cannot ignore the importance of education.
ما نمیتوانیم اهمیت آموزش را نادیده بگیریم.
you cannot expect results overnight.
شما نمیتوانید انتظار داشته باشید که نتایج یک شبه حاصل شود.
she cannot understand why he left.
او نمیتواند متوجه شود که چرا او رفت.
they cannot agree on the best solution.
آنها نمیتوانند بر سر بهترین راه حل به توافق برسند.
i cannot express how grateful i am.
من نمیتوانم بیان کنم که چقدر سپاسگزارم.
he cannot wait to see his family again.
او نمیتواند صبر کند تا دوباره خانوادهاش را ببیند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید