canonry duties
وظایف مربوط به قانوننامهها
canonry privileges
مزایای مربوط به قانوننامهها
canonry rights
حقوق مربوط به قانوننامهها
canonry appointment
انتصاب مربوط به قانوننامهها
canonry status
وضعیت مربوط به قانوننامهها
canonry members
اعضای قانوننامهها
canonry regulations
مقررات مربوط به قانوننامهها
canonry election
انتخابات قانوننامهها
canonry traditions
رسوم و سنتهای قانوننامهها
canonry community
جامعه قانوننامهها
the canonry was established in the 12th century.
کانونری در قرن دوازدهم تأسیس شد.
he was appointed to the canonry after years of service.
او پس از سالها خدمت در کانونری منصوب شد.
the canonry played a significant role in the community.
کانونری نقش مهمی در جامعه ایفا میکرد.
she dreams of holding a position in the canonry.
او رویای داشتن یک موقعیت در کانونری را دارد.
the canonry's influence extended beyond the church.
نفوذ کانونری فراتر از کلیسا بود.
he studied theology to prepare for a canonry.
او برای آمادگی برای کانونری الهیات مطالعه کرد.
the canonry was known for its rich traditions.
کانونری به خاطر سنتهای غنی خود شناخته میشد.
members of the canonry gathered for an annual meeting.
اعضای کانونری برای یک جلسه سالانه گرد هم آمدند.
she wrote a book about the history of the canonry.
او کتابی در مورد تاریخ کانونری نوشت.
the canonry provided support to local charities.
کانونری از سازمانهای خیریه محلی حمایت میکرد.
canonry duties
وظایف مربوط به قانوننامهها
canonry privileges
مزایای مربوط به قانوننامهها
canonry rights
حقوق مربوط به قانوننامهها
canonry appointment
انتصاب مربوط به قانوننامهها
canonry status
وضعیت مربوط به قانوننامهها
canonry members
اعضای قانوننامهها
canonry regulations
مقررات مربوط به قانوننامهها
canonry election
انتخابات قانوننامهها
canonry traditions
رسوم و سنتهای قانوننامهها
canonry community
جامعه قانوننامهها
the canonry was established in the 12th century.
کانونری در قرن دوازدهم تأسیس شد.
he was appointed to the canonry after years of service.
او پس از سالها خدمت در کانونری منصوب شد.
the canonry played a significant role in the community.
کانونری نقش مهمی در جامعه ایفا میکرد.
she dreams of holding a position in the canonry.
او رویای داشتن یک موقعیت در کانونری را دارد.
the canonry's influence extended beyond the church.
نفوذ کانونری فراتر از کلیسا بود.
he studied theology to prepare for a canonry.
او برای آمادگی برای کانونری الهیات مطالعه کرد.
the canonry was known for its rich traditions.
کانونری به خاطر سنتهای غنی خود شناخته میشد.
members of the canonry gathered for an annual meeting.
اعضای کانونری برای یک جلسه سالانه گرد هم آمدند.
she wrote a book about the history of the canonry.
او کتابی در مورد تاریخ کانونری نوشت.
the canonry provided support to local charities.
کانونری از سازمانهای خیریه محلی حمایت میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید