pull a caper
انجام یک نقشهای
caper around
گشت و گذار بازیگوشانه
silly caper
نقشهٔ احمقانه
children were capering about the room.
کودکان در حال بازی و سرزندگی در اتاق بودند.
she did a little caper or dance.
او یک رقص یا آواز کوچک انجام داد.
The children cut a caper in the yard.
کودکان در حیاط یک شوخی انجام دادند.
a cop caper about intergalactic drug dealers.
یک عملیات پلیسی درباره قاچاقچیان بینسیارهای.
capers are often used to garnish cocktail savouries.
کاپرهای اغلب برای تزیین غذاهای کوکتل استفاده می شوند.
The lambs were capering in the fields.
برهها در حال بازی و سرزندگی در مزارع بودند.
I’d like to know what caper he is up to now.
می خواهم بدانم او اکنون چه نقشه ای دارد.
Synonyms PRANK, caper, dido(es), frolic, lark, monkeyshine(s), shenanigan,
مترادفها شوخی، کاپر، دیدیاِس، بازی، چلغوزا، شیطنت، نقشه.
On he capers, knock-kneed, curly-shoed, spindly-legged in awful black tights, like something out of the Beano!
در حال انجام حقه ها، زانوهای خمیده، کفش های چروکیده، پا های باریک و بلند در جوراب های سیاه وحشتناک، مانند چیزی از مجله بیانو!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید