capering

[ایالات متحده]/ˈkeɪ.pərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɛpərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رقصیدن یا به طور بازیگوشانه پریدن؛ جست و خیز کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

capering around

بازی کردن

capering children

کودکانی که بازی می‌کنند

capering about

اینجا و آنجا بازی کردن

capering animals

حیواناتی که بازی می‌کنند

capering dancers

رقصندگانی که بازی می‌کنند

capering figures

تصویری که بازی می‌کند

capering joyfully

با خوشحالی بازی کردن

capering wildly

به طور وحشیانه بازی کردن

capering playfully

به طور بازیگانه بازی کردن

capering in delight

با لذت بازی کردن

جملات نمونه

the children were capering around the playground.

کودکان در حال بازی و جست و خیز در اطراف زمین بازی بودند.

the puppy was capering joyfully in the yard.

سگ بچه با خوشحالی در حیاط بازی و جست و خیز می‌کرد.

she watched the squirrels capering up the trees.

او نگاه کرد که سنجاب‌ها در حال بالا رفتن و بازی در میان درختان هستند.

they spent the afternoon capering in the field.

آنها بعد از ظهر را در حال بازی و جست و خیز در مزرعه گذراندند.

the dancers were capering gracefully across the stage.

رقص‌كنان با ظرافت و شادابی در حال بازی و جست و خیز روی صحنه بودند.

the kids were capering about, full of energy.

بچه‌ها با تمام انرژی در حال بازی و جست و خیز بودند.

he loved capering around the house when he was young.

وقتی جوان بود، دوست داشت در اطراف خانه بازی و جست و خیز کند.

the goat was capering on the hillside.

بز در حال بازی و جست و خیز در تپه بود.

they were capering in the rain, enjoying the moment.

آنها در حال بازی و جست و خیز در باران بودند و از آن لحظه لذت می‌بردند.

as the music played, the children began capering.

همانطور که موسیقی پخش می‌شد، بچه‌ها شروع به بازی و جست و خیز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید