outrageous antics
رفتارهای جسورانه
childish antics
رفتارهای کودکانه
reckless antics
رفتارهای بیاحتیاطانه
funny antics
رفتارهای خندهدار
daring antics
رفتارهای جسورانه
innocent antics
رفتارهای معصومانه
their silly antics
رفتارهای احمقانه آنها
stop the antics
رفتارها را متوقف کنید
the children's antics kept their parents on their toes.
رفتارها و شیطنتهای بچهها والدینشان را همیشه در حالت آمادهباش نگه میداشت.
his drunken antics were embarrassing to witness.
رفتارهای مَستِ آنِ او شرمآور بود.
the clown's antics always bring laughter to the audience.
شیطنتهای کلاهبردار همیشه خنده را به حضار هدیه میدهد.
we can't tolerate his mischievous antics anymore.
دیگر نمیتوانیم شیطنتهای او را تحمل کنیم.
the monkeys' playful antics were a delight to watch.
شیطنتهای بازیگوشانه میمونها برای تماشا کردن بسیار لذتبخش بود.
her silly antics made the entire party more fun.
شیطنتهای احمقانه او مهمانی را بسیار سرگرمکنندهتر کرد.
the magician's grand antics amazed everyone present.
شیطنتهای بزرگ جادوگر همه کسانی که آنجا بودند را شگفتزده کرد.
he was known for his childish antics and pranks.
او به خاطر شیطنتهای کودکانه و شوخیهایش معروف بود.
the dog's playful antics were a welcome distraction.
شیطنتهای بازیگوشانه سگ یک حواسپرتی خوشایند بود.
despite his mischievous antics, he was a kind person at heart.
با وجود شیطنتهای او، او از صمیم قلب یک فرد مهربان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید