antics

[ایالات متحده]/ˈæntɪks/
[بریتانیا]/ˈænːtɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار شوخ یا عجیب و غریب؛ شوخی‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

outrageous antics

رفتارهای جسورانه

childish antics

رفتارهای کودکانه

reckless antics

رفتارهای بی‌احتیاطانه

funny antics

رفتارهای خنده‌دار

daring antics

رفتارهای جسورانه

innocent antics

رفتارهای معصومانه

their silly antics

رفتارهای احمقانه آنها

stop the antics

رفتارها را متوقف کنید

جملات نمونه

the children's antics kept their parents on their toes.

رفتارها و شیطنت‌های بچه‌ها والدینشان را همیشه در حالت آماده‌باش نگه می‌داشت.

his drunken antics were embarrassing to witness.

رفتار‌های مَستِ آنِ او شرم‌آور بود.

the clown's antics always bring laughter to the audience.

شیطنت‌های کلاه‌بردار همیشه خنده را به حضار هدیه می‌دهد.

we can't tolerate his mischievous antics anymore.

دیگر نمی‌توانیم شیطنت‌های او را تحمل کنیم.

the monkeys' playful antics were a delight to watch.

شیطنت‌های بازیگوشانه میمون‌ها برای تماشا کردن بسیار لذت‌بخش بود.

her silly antics made the entire party more fun.

شیطنت‌های احمقانه او مهمانی را بسیار سرگرم‌کننده‌تر کرد.

the magician's grand antics amazed everyone present.

شیطنت‌های بزرگ جادوگر همه کسانی که آنجا بودند را شگفت‌زده کرد.

he was known for his childish antics and pranks.

او به خاطر شیطنت‌های کودکانه و شوخی‌هایش معروف بود.

the dog's playful antics were a welcome distraction.

شیطنت‌های بازیگوشانه سگ یک حواس‌پرتی خوشایند بود.

despite his mischievous antics, he was a kind person at heart.

با وجود شیطنت‌های او، او از صمیم قلب یک فرد مهربان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید