capstone

[ایالات متحده]/ˈkæpstəʊn/
[بریتانیا]/ˈkapˌstoun/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگی که به عنوان پوشش در بالای دیوار یا سازه استفاده می‌شود.; بالاترین نقطه یا دستاورد اوج; قله.

عبارات و ترکیب‌ها

capstone project

پروژه سرستون

capstone course

درس سرستون

capstone experience

تجربه سرستون

capstone paper

مقاله سرستون

capstone seminar

سمینار سرستون

capstone assessment

ارزیابی سرستون

capstone design

طراحی سرستون

capstone thesis

رساله سرستون

capstone portfolio

نمایشگاه آثار سرستون

capstone presentation

ارائه سرستون

جملات نمونه

the capstone project was a culmination of years of study.

پروژه سنگشیلی نتیجه سال‌ها تحصیل بود.

she presented her capstone thesis at the graduation ceremony.

او تز پایان‌نامه خود را در مراسم فارغ‌التحصیلی ارائه کرد.

the capstone experience helped students apply their knowledge.

تجربه سنگشیلی به دانش‌آموزان کمک کرد تا دانش خود را به کار گیرند.

completing the capstone course is essential for graduation.

تکمیل دوره سنگشیلی برای فارغ‌التحصیلی ضروری است.

his capstone project focused on renewable energy solutions.

پروژه سنگشیلی او بر روی راه حل‌های انرژی تجدیدپذیر متمرکز بود.

the capstone seminar brought together various disciplines.

سمینار سنگشیلی رشته‌های مختلف را گرد هم آورد.

she received high praise for her innovative capstone design.

او تحسین زیادی برای طراحی نوآورانه سنگشیلی خود دریافت کرد.

the capstone course involved teamwork and collaboration.

دوره سنگشیلی شامل کار تیمی و همکاری بود.

many students find the capstone project challenging yet rewarding.

بسیاری از دانش‌آموزان پروژه سنگشیلی را چالش‌برانگیز اما ارزشمند می‌دانند.

the capstone exhibition showcased the best student work.

نمایشگاه سنگشیلی بهترین آثار دانشجو را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید