caramelization

[ایالات متحده]/ˌkærəməlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkar.ə.mɛ.laɪˈzeɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند قند که قهوه‌ای می‌شود و کارامل تشکیل می‌دهد؛ حالت کاراملی شدن یا داشتن رنگ کارامل.

عبارات و ترکیب‌ها

caramelization process

فرآیند کاراملی‌سازی

caramelization stage

مرحله کاراملی‌سازی

caramelization point

نقطه کاراملی‌سازی

caramelization reaction

واکنش کاراملی‌سازی

caramelization temperature

دمای کاراملی‌سازی

caramelization flavor

طعم کاراملی‌سازی

caramelization effect

اثر کاراملی‌سازی

caramelization technique

تکنیک کاراملی‌سازی

caramelization time

زمان کاراملی‌سازی

caramelization method

روش کاراملی‌سازی

جملات نمونه

caramelization occurs when sugar is heated.

وقوع کارامل‌شدگی زمانی اتفاق می‌افتد که شکر حرارت داده شود.

the process of caramelization enhances the flavor of vegetables.

فرآیند کارامل‌شدگی طعم سبزیجات را افزایش می‌دهد.

caramelization is essential for making a rich sauce.

کارامل‌شدگی برای تهیه سس خوشمزه ضروری است.

understanding caramelization can improve your cooking skills.

درک کارامل‌شدگی می‌تواند مهارت‌های آشپزی شما را بهبود بخشد.

the chef demonstrated the art of caramelization.

سرآشپز هنر کارامل‌شدگی را به نمایش گذاشت.

caramelization gives a beautiful color to the dish.

کارامل‌شدگی رنگ زیبایی به غذا می‌دهد.

she added sugar to the pan for caramelization.

او شکر را برای کارامل‌شدگی به تابه اضافه کرد.

caramelization can take place at various temperatures.

کارامل‌شدگی می‌تواند در دماهای مختلف رخ دهد.

perfect caramelization requires patience and attention.

کارامل‌شدگی کامل نیاز به صبر و دقت دارد.

many desserts rely on the technique of caramelization.

بسیاری از دسرها به تکنیک کارامل‌شدگی متکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید