caramelized apples
سیب کاراملی
caramelized onions
پیاز کاراملی
caramelized sugar
شکر کاراملی
caramelized nuts
آجیل کاراملی
caramelized banana
موز کاراملی
caramelized carrots
هویج کاراملی
caramelized garlic
سیر کاراملی
caramelized peaches
هلو کاراملی
caramelized figs
به کاراملی
caramelized bread
نان کاراملی
the chef caramelized the onions to enhance their sweetness.
سرآشپز برای افزایش شیرینی آنها پیازها را کاراملیزه کرد.
the dessert was topped with caramelized nuts for extra crunch.
دسری با آجیل کاراملیزه برای تردی بیشتر تزئین شده بود.
caramelized fruit makes a delightful addition to any breakfast.
میوه کاراملیزه یک افزودنی دلپذیر به هر صبحانه ای است.
she loves caramelized apples on her pancakes.
او عاشق سیب های کاراملیزه روی پنکیک هایش است.
we enjoyed caramelized brussels sprouts as a side dish.
ما سالاد ولو (بروکلی) کاراملیزه را به عنوان غذای جانبی از آن لذت بردیم.
the recipe calls for caramelized sugar to create a rich flavor.
دستور العمل برای ایجاد طعم غنی به شکر کاراملیزه نیاز دارد.
caramelized garlic adds depth to the pasta sauce.
سیر کاراملیزه عمق را به سس پاستا اضافه می کند.
he prefers his carrots caramelized for a sweeter taste.
او ترجیح می دهد هویج هایش را کاراملیزه کند تا طعم شیرین تری داشته باشد.
the caramelized layer on the crème brûlée was perfectly done.
لایه کاراملیزه کرم بروله به خوبی انجام شده بود.
they served caramelized bananas with ice cream for dessert.
آنها موز کاراملیزه را با بستنی به عنوان دسر سرو کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید