browned butter
كره قهوهای
browned meat
گوشت قهوهای
browned sugar
شکر قهوهای
browned onions
پیاز قهوهای
browned bread
نان قهوهای
browned cheese
پنیر قهوهای
browned garlic
سیر قهوهای
browned chicken
مرغ قهوهای
browned vegetables
سبزیجات قهوهای
browned sausage
سوسیس قهوهای
the meat was browned perfectly before adding the sauce.
گوشت قبل از اضافه کردن سس به خوبی سرخ شده بود.
she browned the onions before adding them to the soup.
او پیازها را قبل از اضافه کردن به سوپ سرخ کرد.
he likes his toast browned on both sides.
او دوست دارد نان تستش از هر دو طرف سرخ شده باشد.
the chef browned the garlic to enhance the flavor.
سرآشپز سیر را برای افزایش طعم سرخ کرد.
after browning the beef, let it simmer for an hour.
پس از سرخ کردن گوشت، اجازه دهید یک ساعت بجوشد.
she prefers her vegetables browned for extra taste.
او ترجیح می دهد سبزیجاتش را برای طعم بیشتر سرخ کند.
make sure the butter is browned before adding the flour.
مطمئن شوید که کره را قبل از اضافه کردن آرد سرخ کنید.
he browned the chicken thighs before roasting them.
او ران های مرغ را قبل از پختن سرخ کرد.
the cookies were browned around the edges.
کیک ها در اطراف لبه ها قهوه ای شده بودند.
she always browns her meat for better texture.
او همیشه گوشت خود را برای بافت بهتر سرخ می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید