browned

[ایالات متحده]/braʊnd/
[بریتانیا]/braun(d)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به رنگ قهوه‌ای تبدیل شد، اغلب به دلیل قرار گرفتن در معرض حرارت یا نور خورشید؛ پخته شده تا قهوه‌ای شود، معمولاً با سرخ کردن، کباب کردن یا تفت دادن
adj. دارای رنگ قهوه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

browned butter

كره قهوه‌ای

browned meat

گوشت قهوه‌ای

browned sugar

شکر قهوه‌ای

browned onions

پیاز قهوه‌ای

browned bread

نان قهوه‌ای

browned cheese

پنیر قهوه‌ای

browned garlic

سیر قهوه‌ای

browned chicken

مرغ قهوه‌ای

browned vegetables

سبزیجات قهوه‌ای

browned sausage

سوسیس قهوه‌ای

جملات نمونه

the meat was browned perfectly before adding the sauce.

گوشت قبل از اضافه کردن سس به خوبی سرخ شده بود.

she browned the onions before adding them to the soup.

او پیازها را قبل از اضافه کردن به سوپ سرخ کرد.

he likes his toast browned on both sides.

او دوست دارد نان تستش از هر دو طرف سرخ شده باشد.

the chef browned the garlic to enhance the flavor.

سرآشپز سیر را برای افزایش طعم سرخ کرد.

after browning the beef, let it simmer for an hour.

پس از سرخ کردن گوشت، اجازه دهید یک ساعت بجوشد.

she prefers her vegetables browned for extra taste.

او ترجیح می دهد سبزیجاتش را برای طعم بیشتر سرخ کند.

make sure the butter is browned before adding the flour.

مطمئن شوید که کره را قبل از اضافه کردن آرد سرخ کنید.

he browned the chicken thighs before roasting them.

او ران های مرغ را قبل از پختن سرخ کرد.

the cookies were browned around the edges.

کیک ها در اطراف لبه ها قهوه ای شده بودند.

she always browns her meat for better texture.

او همیشه گوشت خود را برای بافت بهتر سرخ می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید