carnifies quickly
به سرعت عمل میکند
carnifies easily
به راحتی عمل میکند
carnifies naturally
به طور طبیعی عمل میکند
carnifies slowly
به آرامی عمل میکند
carnifies beautifully
به زیبایی عمل میکند
carnifies thoroughly
به طور کامل عمل میکند
carnifies dramatically
به طور چشمگیری عمل میکند
carnifies unexpectedly
به طور غیرمنتظره عمل میکند
carnifies instantly
به طور آنی عمل میکند
carnifies consistently
به طور مداوم عمل میکند
as the sun sets, the landscape carnifies into a vibrant palette of colors.
همانطور که خورشید غروب میکند، منظره به یک طیف رنگی زنده تبدیل میشود.
the artist's brush carnifies the canvas with lively strokes.
قلممو هنرمند بوم نقاشی را با ضربات زنده جان میبخشد.
in spring, the garden carnifies with blooming flowers.
در بهار، باغ با شکوفههای در حال شکوفه شدن جان میگیرد.
the festival carnifies the town with music and laughter.
جشنواره شهر را با موسیقی و خنده جان میبخشد.
with every brushstroke, the mural carnifies the dull wall.
با هر ضربه قلممو، نقاشی دیواری دیوار خستهکننده را جان میبخشد.
the chef's special dish carnifies the dining experience.
غذاهای خاص سرآشپز تجربه غذا خوردن را جان میبخشد.
as the night falls, the city carnifies with lights and festivities.
همانطور که شب فرا میرسد، شهر با نورها و جشنها جان میگیرد.
the children's laughter carnifies the playground.
خنده کودکان زمین بازی را جان میبخشد.
her enthusiasm carnifies the entire team.
اشتیاق او کل تیم را جان میبخشد.
the new decor carnifies the atmosphere of the cafe.
دکوراسیون جدید فضای کافه را جان میبخشد.
carnifies quickly
به سرعت عمل میکند
carnifies easily
به راحتی عمل میکند
carnifies naturally
به طور طبیعی عمل میکند
carnifies slowly
به آرامی عمل میکند
carnifies beautifully
به زیبایی عمل میکند
carnifies thoroughly
به طور کامل عمل میکند
carnifies dramatically
به طور چشمگیری عمل میکند
carnifies unexpectedly
به طور غیرمنتظره عمل میکند
carnifies instantly
به طور آنی عمل میکند
carnifies consistently
به طور مداوم عمل میکند
as the sun sets, the landscape carnifies into a vibrant palette of colors.
همانطور که خورشید غروب میکند، منظره به یک طیف رنگی زنده تبدیل میشود.
the artist's brush carnifies the canvas with lively strokes.
قلممو هنرمند بوم نقاشی را با ضربات زنده جان میبخشد.
in spring, the garden carnifies with blooming flowers.
در بهار، باغ با شکوفههای در حال شکوفه شدن جان میگیرد.
the festival carnifies the town with music and laughter.
جشنواره شهر را با موسیقی و خنده جان میبخشد.
with every brushstroke, the mural carnifies the dull wall.
با هر ضربه قلممو، نقاشی دیواری دیوار خستهکننده را جان میبخشد.
the chef's special dish carnifies the dining experience.
غذاهای خاص سرآشپز تجربه غذا خوردن را جان میبخشد.
as the night falls, the city carnifies with lights and festivities.
همانطور که شب فرا میرسد، شهر با نورها و جشنها جان میگیرد.
the children's laughter carnifies the playground.
خنده کودکان زمین بازی را جان میبخشد.
her enthusiasm carnifies the entire team.
اشتیاق او کل تیم را جان میبخشد.
the new decor carnifies the atmosphere of the cafe.
دکوراسیون جدید فضای کافه را جان میبخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید