carnifies

[ایالات متحده]/ˈkɑːrnɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑːr.nəˌfaɪz/

ترجمه

vi. به گوشت تبدیل شدن یا شکل فیزیکی به خود گرفتن.
vt. باعث شدن که به گوشت تبدیل شود یا شکل فیزیکی داشته باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

carnifies quickly

به سرعت عمل می‌کند

carnifies easily

به راحتی عمل می‌کند

carnifies naturally

به طور طبیعی عمل می‌کند

carnifies slowly

به آرامی عمل می‌کند

carnifies beautifully

به زیبایی عمل می‌کند

carnifies thoroughly

به طور کامل عمل می‌کند

carnifies dramatically

به طور چشمگیری عمل می‌کند

carnifies unexpectedly

به طور غیرمنتظره عمل می‌کند

carnifies instantly

به طور آنی عمل می‌کند

carnifies consistently

به طور مداوم عمل می‌کند

جملات نمونه

as the sun sets, the landscape carnifies into a vibrant palette of colors.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، منظره به یک طیف رنگی زنده تبدیل می‌شود.

the artist's brush carnifies the canvas with lively strokes.

قلم‌مو هنرمند بوم نقاشی را با ضربات زنده جان می‌بخشد.

in spring, the garden carnifies with blooming flowers.

در بهار، باغ با شکوفه‌های در حال شکوفه شدن جان می‌گیرد.

the festival carnifies the town with music and laughter.

جشنواره شهر را با موسیقی و خنده جان می‌بخشد.

with every brushstroke, the mural carnifies the dull wall.

با هر ضربه قلم‌مو، نقاشی دیواری دیوار خسته‌کننده را جان می‌بخشد.

the chef's special dish carnifies the dining experience.

غذاهای خاص سرآشپز تجربه غذا خوردن را جان می‌بخشد.

as the night falls, the city carnifies with lights and festivities.

همانطور که شب فرا می‌رسد، شهر با نورها و جشن‌ها جان می‌گیرد.

the children's laughter carnifies the playground.

خنده کودکان زمین بازی را جان می‌بخشد.

her enthusiasm carnifies the entire team.

اشتیاق او کل تیم را جان می‌بخشد.

the new decor carnifies the atmosphere of the cafe.

دکوراسیون جدید فضای کافه را جان می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید