carpings

[ایالات متحده]/ˈkɑːrpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkɑːrpɪŋz/

ترجمه

n. عمل یافتن نقص یا شکایت بیش از حد.

عبارات و ترکیب‌ها

carpings at night

حکاکی‌ها در شب

carpings in water

حکاکی‌ها در آب

carpings and splashes

حکاکی‌ها و پاشش‌ها

carpings by river

حکاکی‌ها کنار رودخانه

carpings during rain

حکاکی‌ها در هنگام باران

carpings at dawn

حکاکی‌ها در سپیده دم

carpings in pond

حکاکی‌ها در برکه

carpings near shore

حکاکی‌ها نزدیک ساحل

carpings from boat

حکاکی‌ها از قایق

carpings in spring

حکاکی‌ها در بهار

جملات نمونه

she is always carpings about the weather.

او همیشه در مورد هوا شکایت می‌کند.

his carpings are starting to annoy everyone.

شکایت‌های او شروع به آزار همه کرده است.

stop your carpings and focus on the solution.

شکایت کردن را متوقف کنید و روی راه‌حل تمرکز کنید.

they often carpings about the new policies.

آنها اغلب در مورد سیاست‌های جدید شکایت می‌کنند.

her constant carpings make it hard to enjoy the trip.

شکایت‌های مداوم او باعث می‌شود که از سفر لذت نبرد.

he has a habit of carpings instead of taking action.

او عادت دارد به جای اقدام کردن شکایت کند.

the team's carpings led to a decline in morale.

شکایت‌های تیم منجر به کاهش روحیه شد.

carpings about the food are common in large gatherings.

شکایت در مورد غذا در گردهمایی‌های بزرگ رایج است.

instead of carpings, let's find ways to improve.

به جای شکایت، بیایید راه‌هایی برای بهبود پیدا کنیم.

his carpings rarely lead to constructive feedback.

شکایت‌های او به ندرت منجر به بازخورد سازنده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید