cartilages

[ایالات متحده]/ˈkɑːrtɪlədʒiz/
[بریتانیا]/ˌkɑːr.təˈlɪdʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع غضروف؛ گروه یا ساختار غضروف‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

joint cartilages

غضروف‌های مفصلی

articular cartilages

غضروف‌های مفصلی

costal cartilages

غضروف‌های دنده‌ای

elastic cartilages

غضروف‌های کشسان

hyaline cartilages

غضروف‌های غضروفی

fibrocartilages

غضروف‌های فیبری

nasal cartilages

غضروف‌های بینی

cartilages tissue

بافت غضروفی

cartilages repair

ترمیم غضروف

cartilages growth

رشد غضروف

جملات نمونه

the cartilages in our joints help reduce friction.

غضروف‌های موجود در مفاصل ما به کاهش اصطکاک کمک می‌کنند.

damage to the cartilages can lead to arthritis.

آسیب به غضروف‌ها می‌تواند منجر به آرتریت شود.

cartilages provide support and flexibility to the body.

غضروف‌ها از حمایت و انعطاف‌پذیری بدن پشتیبانی می‌کنند.

as we age, our cartilages may wear down.

با افزایش سن، غضروف‌های ما ممکن است فرسوده شوند.

cartilages are essential for proper joint function.

غضروف‌ها برای عملکرد صحیح مفصل ضروری هستند.

sports injuries often affect the cartilages in the knees.

آسیب‌های ورزشی اغلب بر غضروف‌های زانو تأثیر می‌گذارند.

doctors may recommend surgery to repair damaged cartilages.

پزشکان ممکن است جراحی برای ترمیم غضروف‌های آسیب‌دیده را توصیه کنند.

healthy cartilages are crucial for maintaining mobility.

غضروف‌های سالم برای حفظ تحرک بسیار مهم هستند.

some diseases can cause the cartilages to degenerate.

برخی از بیماری‌ها می‌توانند باعث تخریب غضروف‌ها شوند.

research is ongoing to understand cartilage regeneration.

تحقیقات برای درک بازسازی غضروف در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید