carvery

[ایالات متحده]/[ˈkɑːv.ri]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːr.vi]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رستوران که قطعات گوشت برای مشتریان آماده می‌شود؛ عمل گوشت کردن؛ یک قفسه نمایش گوشت‌های پخته شده.
شکل‌های واژه
جمعcarveries

عبارات و ترکیب‌ها

carvery lunch

ランチのカービー

enjoy a carvery

カービーを楽しむ

carvery restaurant

カービーレストラン

traditional carvery

伝統的なカービー

carvery deal

カービーの取引

visit a carvery

カービーを訪れる

carvery roast

カービーのロースト

carvery table

カービーのテーブル

carvery style

カービーのスタイル

great carvery

素晴らしいカービー

جملات نمونه

we enjoyed a delicious sunday carvery at the local pub.

ما در کافه محلی یک ساندویچ گوشتی شیرین و خوشمزه در روز یکشنبه دریافت کردیم.

the carvery offered a wide selection of meats and sides.

ساندویچ گوشتی گونه‌های گسترده‌ای از گوشت و سالاد ارائه می‌داد.

she always orders the roast beef at the carvery.

او همیشه گوشت گوساله روستی در ساندویچ گوشتی می‌خرد.

the aroma of the carvery filled the entire restaurant.

بوی ساندویچ گوشتی تمام رستوران را پر کرد.

he queued for a while to get to the carvery counter.

او برای رسیدن به میز ساندویچ گوشتی در صف ایستاد.

the children loved the unlimited helpings at the carvery.

کودکان از میزان غذاهای نامحدود در ساندویچ گوشتی خوششان می‌آورد.

the carvery is a great option for a family lunch.

ساندویچ گوشتی یک گزینه عالی برای ناهار خانوادگی است.

they specialize in traditional british carvery dishes.

آنها در تهیه غذاهای ساندویچ گوشتی سنتی بریتانیایی متخصص هستند.

the carvery included yorkshire puddings and gravy.

ساندویچ گوشتی شامل پودینگ یارکشایر و گوشت گوساله روستی بود.

it's a popular choice for a hearty carvery experience.

این یک انتخاب محبوب برای تجربه ساندویچ گوشتی پر انرژی است.

the restaurant is known for its excellent carvery service.

رستوران به خدمت ساندویچ گوشتی عالی آن معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید