cash-based system
سیستم مبتنی بر نقدی
cash-based economy
اقتصاد مبتنی بر نقدی
be cash-based
به سمت نقدی شدن
cash-based transactions
تراکنشهای مبتنی بر نقدی
cash-based payment
پرداخت نقدی
going cash-based
در حال تبدیل شدن به سیستم نقدی
cash-based model
مدل مبتنی بر نقدی
cash-based approach
رویکرد مبتنی بر نقدی
cash-based business
کسب و کار مبتنی بر نقدی
cash-based only
فقط نقدی
the business operates on a cash-based system, accepting only physical money.
این کسب و کار بر اساس سیستم نقدی فعالیت میکند و فقط پول نقد میپذیرد.
we're moving away from a cash-based economy towards digital payments.
ما در حال دور شدن از یک اقتصاد مبتنی بر نقدینگی به سمت پرداختهای دیجیتال هستیم.
the restaurant is cash-based only; credit cards are not accepted here.
رستوران فقط نقدی است؛ کارتهای اعتباری در اینجا پذیرفته نمیشوند.
a cash-based transaction avoids credit card fees for the merchant.
یک تراکنش نقدی از پرداخت کارمزد کارت اعتباری به فروشنده جلوگیری میکند.
the flea market is typically a cash-based environment.
بازار محلی معمولاً یک محیط نقدی است.
many small businesses prefer a cash-based operation for simplicity.
بسیاری از کسب و کارهای کوچک ترجیح میدهند به دلیل سادگی، یک عملیات نقدی داشته باشند.
the vending machine is cash-based; bring change with you.
دستگاه خودپردازی نقدی است؛ با خود سکه داشته باشید.
the event was entirely cash-based, requiring attendees to bring cash.
این رویداد کاملاً نقدی بود و از شرکتکنندگان خواسته شد که پول نقد با خود بیاورند.
a cash-based budget helps control spending effectively.
یک بودجه نقدی به کنترل موثر هزینهها کمک میکند.
the farmer's market is often a cash-based retail setting.
بازار کشاورزان اغلب یک محیط خردهفروشی نقدی است.
the pop-up shop was entirely cash-based for a quick setup.
فروشگاه پاپآپ به دلیل راهاندازی سریع کاملاً نقدی بود.
cash-based system
سیستم مبتنی بر نقدی
cash-based economy
اقتصاد مبتنی بر نقدی
be cash-based
به سمت نقدی شدن
cash-based transactions
تراکنشهای مبتنی بر نقدی
cash-based payment
پرداخت نقدی
going cash-based
در حال تبدیل شدن به سیستم نقدی
cash-based model
مدل مبتنی بر نقدی
cash-based approach
رویکرد مبتنی بر نقدی
cash-based business
کسب و کار مبتنی بر نقدی
cash-based only
فقط نقدی
the business operates on a cash-based system, accepting only physical money.
این کسب و کار بر اساس سیستم نقدی فعالیت میکند و فقط پول نقد میپذیرد.
we're moving away from a cash-based economy towards digital payments.
ما در حال دور شدن از یک اقتصاد مبتنی بر نقدینگی به سمت پرداختهای دیجیتال هستیم.
the restaurant is cash-based only; credit cards are not accepted here.
رستوران فقط نقدی است؛ کارتهای اعتباری در اینجا پذیرفته نمیشوند.
a cash-based transaction avoids credit card fees for the merchant.
یک تراکنش نقدی از پرداخت کارمزد کارت اعتباری به فروشنده جلوگیری میکند.
the flea market is typically a cash-based environment.
بازار محلی معمولاً یک محیط نقدی است.
many small businesses prefer a cash-based operation for simplicity.
بسیاری از کسب و کارهای کوچک ترجیح میدهند به دلیل سادگی، یک عملیات نقدی داشته باشند.
the vending machine is cash-based; bring change with you.
دستگاه خودپردازی نقدی است؛ با خود سکه داشته باشید.
the event was entirely cash-based, requiring attendees to bring cash.
این رویداد کاملاً نقدی بود و از شرکتکنندگان خواسته شد که پول نقد با خود بیاورند.
a cash-based budget helps control spending effectively.
یک بودجه نقدی به کنترل موثر هزینهها کمک میکند.
the farmer's market is often a cash-based retail setting.
بازار کشاورزان اغلب یک محیط خردهفروشی نقدی است.
the pop-up shop was entirely cash-based for a quick setup.
فروشگاه پاپآپ به دلیل راهاندازی سریع کاملاً نقدی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید