open cashbox
باز کردن صندوق پول
close cashbox
بستن صندوق پول
empty cashbox
خالی کردن صندوق پول
secure cashbox
محافظت از صندوق پول
check cashbox
بررسی صندوق پول
fill cashbox
پر کردن صندوق پول
collect cashbox
جمع آوری صندوق پول
count cashbox
شمارش صندوق پول
label cashbox
برچسب زدن صندوق پول
move cashbox
جابجایی صندوق پول
the cashier opened the cashbox to give change to the customer.
کیسیر برای دادن وجه به مشتری، صندوق پول را باز کرد.
we need to check the cashbox for any discrepancies at the end of the day.
ما باید صندوق پول را در پایان روز برای هرگونه مغایرت بررسی کنیم.
the cashbox was filled with coins after the charity event.
پس از رویداد خیریه، صندوق پول پر از سکه شد.
she locked the cashbox securely before leaving the store.
او قبل از ترک مغازه، صندوق پول را به طور ایمن قفل کرد.
they found the cashbox hidden behind the counter.
آنها صندوق پول را پشت پیشخوان پنهان شده پیدا کردند.
it's important to reconcile the cashbox every evening.
قربانی صندوق پول هر شب مهم است.
the cashbox was empty after a busy weekend.
پس از یک آخر هفته پرمشغله، صندوق پول خالی بود.
he counted the money in the cashbox before closing the shop.
او قبل از بستن مغازه، پول داخل صندوق پول را شمرد.
the manager asked for a report on the cashbox transactions.
مدیر درخواست گزارشی در مورد تراکنش های صندوق پول کرد.
we need a new cashbox because the old one is broken.
ما به یک صندوق پول جدید نیاز داریم زیرا صندوق پول قدیمی خراب است.
open cashbox
باز کردن صندوق پول
close cashbox
بستن صندوق پول
empty cashbox
خالی کردن صندوق پول
secure cashbox
محافظت از صندوق پول
check cashbox
بررسی صندوق پول
fill cashbox
پر کردن صندوق پول
collect cashbox
جمع آوری صندوق پول
count cashbox
شمارش صندوق پول
label cashbox
برچسب زدن صندوق پول
move cashbox
جابجایی صندوق پول
the cashier opened the cashbox to give change to the customer.
کیسیر برای دادن وجه به مشتری، صندوق پول را باز کرد.
we need to check the cashbox for any discrepancies at the end of the day.
ما باید صندوق پول را در پایان روز برای هرگونه مغایرت بررسی کنیم.
the cashbox was filled with coins after the charity event.
پس از رویداد خیریه، صندوق پول پر از سکه شد.
she locked the cashbox securely before leaving the store.
او قبل از ترک مغازه، صندوق پول را به طور ایمن قفل کرد.
they found the cashbox hidden behind the counter.
آنها صندوق پول را پشت پیشخوان پنهان شده پیدا کردند.
it's important to reconcile the cashbox every evening.
قربانی صندوق پول هر شب مهم است.
the cashbox was empty after a busy weekend.
پس از یک آخر هفته پرمشغله، صندوق پول خالی بود.
he counted the money in the cashbox before closing the shop.
او قبل از بستن مغازه، پول داخل صندوق پول را شمرد.
the manager asked for a report on the cashbox transactions.
مدیر درخواست گزارشی در مورد تراکنش های صندوق پول کرد.
we need a new cashbox because the old one is broken.
ما به یک صندوق پول جدید نیاز داریم زیرا صندوق پول قدیمی خراب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید