cashboxes

[ایالات متحده]/ˈkæʃbɒks/
[بریتانیا]/ˈkæʃbɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف امن برای نگهداری پول، معمولاً در کسب و کارها استفاده می‌شود؛ یک گاوصندوق کوچک یا جعبه قفل‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

open cashbox

باز کردن صندوق پول

close cashbox

بستن صندوق پول

empty cashbox

خالی کردن صندوق پول

secure cashbox

محافظت از صندوق پول

check cashbox

بررسی صندوق پول

fill cashbox

پر کردن صندوق پول

collect cashbox

جمع آوری صندوق پول

count cashbox

شمارش صندوق پول

label cashbox

برچسب زدن صندوق پول

move cashbox

جابجایی صندوق پول

جملات نمونه

the cashier opened the cashbox to give change to the customer.

کیسیر برای دادن وجه به مشتری، صندوق پول را باز کرد.

we need to check the cashbox for any discrepancies at the end of the day.

ما باید صندوق پول را در پایان روز برای هرگونه مغایرت بررسی کنیم.

the cashbox was filled with coins after the charity event.

پس از رویداد خیریه، صندوق پول پر از سکه شد.

she locked the cashbox securely before leaving the store.

او قبل از ترک مغازه، صندوق پول را به طور ایمن قفل کرد.

they found the cashbox hidden behind the counter.

آنها صندوق پول را پشت پیشخوان پنهان شده پیدا کردند.

it's important to reconcile the cashbox every evening.

قربانی صندوق پول هر شب مهم است.

the cashbox was empty after a busy weekend.

پس از یک آخر هفته پرمشغله، صندوق پول خالی بود.

he counted the money in the cashbox before closing the shop.

او قبل از بستن مغازه، پول داخل صندوق پول را شمرد.

the manager asked for a report on the cashbox transactions.

مدیر درخواست گزارشی در مورد تراکنش های صندوق پول کرد.

we need a new cashbox because the old one is broken.

ما به یک صندوق پول جدید نیاز داریم زیرا صندوق پول قدیمی خراب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید