castes

[ایالات متحده]/kɑːstiːz/
[بریتانیا]/kastēz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیستم از طبقات اجتماعی وراثتی در هند، که معمولاً بر اساس شغل و با توجه به عادات و سنت‌ها تعریف می‌شود.; طبقات اجتماعی یا گروه‌های سلسله‌مراتبی که انحصاری و سخت هستند و اغلب بر اساس عواملی مانند تولد، ثروت یا شغل شکل می‌گیرند.

عبارات و ترکیب‌ها

social castes

طبقات اجتماعی

lower castes

طبقات پایین

higher castes

طبقات بالا

caste system

نظام طبقاتی

caste discrimination

تبعیض مبتنی بر طبقه

caste identity

هویت طبقاتی

caste conflict

درگیری طبقاتی

caste hierarchy

سلسله مراتب طبقاتی

caste relations

روابط طبقاتی

caste politics

سیاست طبقاتی

جملات نمونه

the society is divided into several castes.

جامعه به چندین طبقه تقسیم شده است.

people from higher castes often have more privileges.

افراد طبقات بالاتر اغلب امتیازات بیشتری دارند.

inter-caste marriages are becoming more accepted.

ازدواج بین طبقاته در حال پذیرش بیشتر است.

castes can influence social mobility.

طبقاته می تواند بر تحرک اجتماعی تأثیر بگذارد.

the caste system has deep historical roots.

سیستم طبقاته ریشه های تاریخی عمیقی دارد.

many activists fight against caste discrimination.

بسیاری از فعالان با تبعیض طبقاته مبارزه می کنند.

education can help bridge caste divides.

تحصیلات می تواند به پل زدن شکاف طبقاته کمک کند.

some castes have specific occupational roles.

برخی از طبقاته نقش های شغلی خاصی دارند.

understanding castes is essential for cultural studies.

درک طبقاته برای مطالعات فرهنگی ضروری است.

castes can shape individual identities and experiences.

طبقاته می تواند هویت و تجربیات فردی را شکل دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید