cataclysm

[ایالات متحده]/kəˈtælɪzm/
[بریتانیا]/kat-ə-ˌlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رویداد ناگهانی و خشونت‌آمیز که موجب تخریب یا تغییرات بزرگ می‌شود، به ویژه یک فاجعه طبیعی؛ یک آشفتگی اجتماعی یا سیاسی عمده.

عبارات و ترکیب‌ها

natural cataclysm

واکنش طبیعی

cataclysmic event

واقعه فاجعه بار

cataclysm of change

فاجعه تغییر

cataclysmic upheaval

تغییرات فاجعه بار

global cataclysm

فاجعه جهانی

cataclysmic flood

سیل فاجعه بار

cataclysmic war

جنگ فاجعه بار

cataclysmic shift

تغییر فاجعه بار

economic cataclysm

فاجعه اقتصادی

cataclysmic collapse

فروپاشی فاجعه بار

جملات نمونه

the cataclysm changed the landscape forever.

واپسری، چهره‌ی چشم‌انداز را برای همیشه تغییر داد.

many lives were lost in the cataclysm.

در اثر واپسری، جان بسیاری از افراد گرفته شد.

scientists study the effects of the cataclysm on climate.

دانشمندان اثرات واپسری بر آب و هوا را مطالعه می‌کنند.

the cataclysm was a turning point in history.

واپسری، نقطه‌ی عطفی در تاریخ بود.

after the cataclysm, society had to rebuild.

پس از واپسری، جامعه باید دوباره بازسازی می‌شد.

some believe the cataclysm was a natural phenomenon.

برخی معتقدند واپسری یک پدیده‌ی طبیعی بود.

the cataclysm left a lasting impact on the region.

واپسری تأثیر ماندگاری بر منطقه گذاشت.

legends grew around the cataclysm and its aftermath.

افسانه‌ها در مورد واپسری و عواقب آن شکل گرفتند.

the cataclysm forced people to adapt quickly.

واپسری مردم را مجبور کرد به سرعت خود را با شرایط وفق دهند.

in literature, the cataclysm often symbolizes change.

در ادبیات، واپسری اغلب نمادی از تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید