catechizing

[ایالات متحده]/ˈkætɪˌvaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/kat-i-ˈvī-ziŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پرسش به صورت رسمی، معمولاً با پرسیدن و پاسخ دادن به سوالات.

عبارات و ترکیب‌ها

catechizing students

آموزش دادن دانشجویان

catechizing children

آموزش دادن کودکان

catechizing adults

آموزش دادن بزرگسالان

catechizing groups

آموزش دادن گروه ها

catechizing classes

آموزش دادن کلاس ها

catechizing sessions

آموزش دادن جلسات

catechizing practices

آموزش دادن روش ها

catechizing methods

آموزش دادن روش ها

catechizing techniques

آموزش دادن تکنیک ها

catechizing resources

آموزش دادن منابع

جملات نمونه

he spent hours catechizing the new students.

او ساعت‌ها در حال بازجویی از دانشجویان جدید بود.

the priest was catechizing the children about their faith.

کشیش در حال بازجویی از کودکان در مورد ایمان آنها بود.

she enjoyed catechizing her friends on various topics.

او از بازجویی از دوستانش در مورد موضوعات مختلف لذت می برد.

the teacher was catechizing the class about the lesson.

معلم در حال بازجویی از کلاس در مورد درس بود.

he was catechizing his younger brother about the rules.

او برادر کوچکتر خود را در مورد قوانین بازجویی می کرد.

they spent the afternoon catechizing the candidates.

آنها بعد از ظهر را صرف بازجویی از نامزدها کردند.

she was catechizing the group on the importance of ethics.

او گروه را در مورد اهمیت اخلاق بازجویی می کرد.

the mentor was catechizing the interns about their goals.

استاد در حال بازجویی از کارآموزان در مورد اهدافشان بود.

he found joy in catechizing his children every sunday.

او از بازجویی از فرزندانش هر یکشنبه لذت می برد.

during the retreat, they focused on catechizing participants.

در طول بازنشستگی، آنها بر بازجویی از شرکت کنندگان تمرکز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید