quizzing

[ایالات متحده]/[ˈkwɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkwɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

عبارات و ترکیب‌ها

quizzing him

آزمایش او

quizzing me

آزمایش من

quizzing her

آزمایش او

being quizzed

در حال آزمایش شدن

quizzing students

آزمایش دانش آموزان

quizzed thoroughly

کاملاً آزمایش شد

quizzing time

زمان آزمایش

quizzing regularly

آزمایش منظم

quizzing politely

آزمایش با لطف

quizzing intensely

آزمایش شدید

جملات نمونه

the teacher spent the afternoon quizzing the students on their vocabulary.

معلم بعدازظهر را با پرسش‌هایی درباره واژگان دانش‌آموزان گذراند.

i was constantly quizzing my little brother about his day at school.

من به طور مداوم برادر کوچکم را درباره روز او در مدرسه می‌پرسیدم.

she enjoys quizzing friends with obscure trivia questions.

او لذت می‌برد که دوستان خود را با سوالاتی غریب و جالب می‌پرسد.

the interviewer was quizzing me on my previous work experience.

مصاحبه‌گر درباره سابقه کار من پرسش‌هایی مطرح کرد.

he was quizzing the team about the project's progress.

او تیم را درباره پیشرفت پروژه می‌پرسید.

the game involved quizzing players on historical events.

این بازی شامل پرسش‌هایی درباره رویدادهای تاریخی به بازیکنان بود.

we spent the evening quizzing each other about the movie.

ما شب را با پرسش‌هایی درباره فیلم به یکدیگر می‌پرسیدیم.

the security guard was quizzing visitors about their purpose.

چاکش‌گر امنیت به بازدیدکنندگان درباره هدف آن‌ها پرسش‌هایی مطرح کرد.

the children were quizzing their grandfather about his travels.

کودکان درباره سفرهای پدربزرگشان پرسش‌هایی می‌کردند.

the software company was quizzing potential clients about their needs.

شرکت نرم‌افزاری درباره نیازهای مشتریان محتمل پرسش‌هایی مطرح کرد.

he was quizzing himself on the facts before the presentation.

او قبل از ارائه خود به واقعیت‌ها پرسش‌هایی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید