cauteret

[ایالات متحده]/KOH-tuh-ret/
[بریتانیا]/KOH-ter-et/

ترجمه

n. یک شهر آب‌آباد در پیرنی‌های فرانسه؛ همچنین یک نام خانوادگی
شکل‌های واژه
جمعcauterets

جملات نمونه

the surgeon used a cauteret to seal the bleeding vessel.

جراح از یک دستگاه قطعه‌بندی برای بستن عروق خونریز استفاده کرد.

the medical cauteret instrument was sterilized before the procedure.

دستگاه قطعه‌بندی پزشکی قبل از عمل تعقيم شد.

traditional cauteret methods have been replaced by laser technology.

روش‌های سنتی قطعه‌بندی توسط فناوری لیزر جایگزین شده‌اند.

the nurse prepared the cauteret equipment for the operation.

پرستار دستگاه‌های قطعه‌بندی را برای عمل آماده کرد.

electrical cauteret treatment is common in minor surgeries.

در جراحی‌های کوچک، درمان قطعه‌بندی الکتریکی رایج است.

the doctor applied a cauteret to remove the skin lesion.

پزشک یک قطعه‌بندی را برای حذف لکه پوستی به کار برد.

modern cauteret techniques minimize scarring.

روش‌های مدرن قطعه‌بندی جداسازی را کاهش می‌دهند.

the cauteret tool ensures precise tissue removal.

دستگاه قطعه‌بندی حذف بافت را به طور دقیق تضمین می‌کند.

patients recovery time depends on the cauteret procedure used.

زمان بازتویی بیمارها به رویه قطعه‌بندی استفاده شده بستگی دارد.

the hospital purchased a new cauteret device last month.

بیمارستان ماه گذشته یک دستگاه جدید قطعه‌بندی خریداری کرد.

proper cauteret training is essential for surgeons.

آموزش مناسب قطعه‌بندی برای جراحان ضروری است.

the cauteret process effectively stopped the bleeding.

فرايند قطعه‌بندی به‌طور مؤثر خونریزی را متوقف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید