the players cavorted about the pitch.
بازیکنان در حال خوشگویی و بازی در زمین بودند.
he spent his nights cavorting with the glitterati .
او شبهای خود را با افراد مشهور و سرشناس به خوشگویی میگذراند.
The children cavorted in the water, splashing and ducking each other.
کودکان با آب بازی و پاشیدن به یکدیگر به خوشگویی مشغول بودند.
The children cavorted in the playground.
کودکان در زمین بازی به خوشگویی مشغول بودند.
The puppies cavorted around the yard.
سگهای توله در حیاط به خوشگویی مشغول بودند.
The dancers cavorted across the stage with grace.
رقصورها با ظرافت در صحنه به خوشگویی مشغول بودند.
During the festival, people cavorted in the streets.
در طول جشنواره، مردم در خیابانها به خوشگویی مشغول بودند.
The dolphins cavorted in the ocean waves.
دلفینها در امواج اقیانوس به خوشگویی مشغول بودند.
The actors cavorted in their colorful costumes on stage.
بازیگران با لباسهای رنگارنگ خود در صحنه به خوشگویی مشغول بودند.
The monkeys cavorted in the trees, swinging from branch to branch.
میمنها در درختان به خوشگویی مشغول بودند، از شاخه به شاخه تاب میخوردند.
The friends cavorted at the beach, playing volleyball and building sandcastles.
دوستان در ساحل به خوشگویی مشغول بودند، والیبال بازی میکردند و قلعههای شنی میساختند.
The horses cavorted in the meadow, kicking up dust as they ran.
اسبها در چمنزار به خوشگویی مشغول بودند، در حالی که میدویدند گرد و خاک به هوا میانداختند.
The performers cavorted with ribbons and streamers during the parade.
اجراکنندگان در طول رژه با روبانها و بادکنکها به خوشگویی مشغول بودند.
the players cavorted about the pitch.
بازیکنان در حال خوشگویی و بازی در زمین بودند.
he spent his nights cavorting with the glitterati .
او شبهای خود را با افراد مشهور و سرشناس به خوشگویی میگذراند.
The children cavorted in the water, splashing and ducking each other.
کودکان با آب بازی و پاشیدن به یکدیگر به خوشگویی مشغول بودند.
The children cavorted in the playground.
کودکان در زمین بازی به خوشگویی مشغول بودند.
The puppies cavorted around the yard.
سگهای توله در حیاط به خوشگویی مشغول بودند.
The dancers cavorted across the stage with grace.
رقصورها با ظرافت در صحنه به خوشگویی مشغول بودند.
During the festival, people cavorted in the streets.
در طول جشنواره، مردم در خیابانها به خوشگویی مشغول بودند.
The dolphins cavorted in the ocean waves.
دلفینها در امواج اقیانوس به خوشگویی مشغول بودند.
The actors cavorted in their colorful costumes on stage.
بازیگران با لباسهای رنگارنگ خود در صحنه به خوشگویی مشغول بودند.
The monkeys cavorted in the trees, swinging from branch to branch.
میمنها در درختان به خوشگویی مشغول بودند، از شاخه به شاخه تاب میخوردند.
The friends cavorted at the beach, playing volleyball and building sandcastles.
دوستان در ساحل به خوشگویی مشغول بودند، والیبال بازی میکردند و قلعههای شنی میساختند.
The horses cavorted in the meadow, kicking up dust as they ran.
اسبها در چمنزار به خوشگویی مشغول بودند، در حالی که میدویدند گرد و خاک به هوا میانداختند.
The performers cavorted with ribbons and streamers during the parade.
اجراکنندگان در طول رژه با روبانها و بادکنکها به خوشگویی مشغول بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید