cavum

[ایالات متحده]/ˈkæv.əm/
[بریتانیا]/ˈkeɪv.əm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فضای توخالی یا حفره در بدن، به ویژه کانال گوش؛ یک اتاق یا حفره
Word Forms
جمعcavums

عبارات و ترکیب‌ها

cavum oris

فضای دهان

cavum tympani

فضای طبلانی

cavum nasi

فضای بینی

cavum subarachnoideum

فضای زیر عنکبوتی

cavum ventrale

فضای شکمی

cavum cranii

فضای جمجمه

cavum abdominale

فضای شکم

cavum pleurae

فضای پلورال

cavum pelvis

فضای لگن

cavum auris

فضای گوش

جملات نمونه

the cavum of the ear plays a crucial role in hearing.

فضای گوش نقش حیاتی در شنوایی ایفا می‌کند.

doctors examined the cavum to assess the patient's condition.

پزشکان فضای گوش را برای ارزیابی وضعیت بیمار معاینه کردند.

the cavum is filled with air that helps in sound transmission.

فضای گوش با هوایی پر شده است که به انتقال صدا کمک می کند.

in anatomy, the term cavum refers to a hollow space.

در آناتومی، اصطلاح فضای گوش به یک فضای توخالی اشاره دارد.

during the surgery, the surgeon carefully navigated the cavum.

در طول جراحی، جراح با دقت در فضای گوش حرکت کرد.

the cavum can be affected by various medical conditions.

فضای گوش می تواند تحت تأثیر شرایط پزشکی مختلف قرار گیرد.

understanding the cavum's structure is important for diagnosis.

درک ساختار فضای گوش برای تشخیص مهم است.

researchers studied the cavum in relation to hearing loss.

محققان فضای گوش را در ارتباط با از دست دادن شنوایی مطالعه کردند.

the cavum can sometimes become inflamed due to infection.

فضای گوش گاهی اوقات به دلیل عفونت ملتهب می شود.

he described the cavum as a vital part of the auditory system.

او فضای گوش را به عنوان یک بخش حیاتی از سیستم شنوایی توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید