ceders

[ایالات متحده]/ˈsiːdəz/
[بریتانیا]/ˈsiːdɚz/

ترجمه

n. افرادی که قلمرو می‌دهند؛ انتقال‌دهندگان؛ چیدر (نام خانوادگی)

جملات نمونه

after the keynote, she ceders the stage to her cofounder.

پس از سخنرانی کلیدی، او پodium را به همکار خود واگذار می کند.

the captain ceders control to the autopilot during the storm.

کپیتان در زمان باران، کنترل را به سیستم خودکار واگذار می کند.

he ceders authority to the committee to avoid conflicts of interest.

او قدرت را به کمیته واگذار می کند تا از تعارضات منافع جلوگیری شود.

during negotiations, the firm ceders ground on pricing to secure the contract.

در مذاکرات، شرکت در مورد قیمت به قیمت گذاری کاهش می دهد تا قرارداد را امن کند.

she ceders her seat to an elderly passenger on the bus.

او صندلی خود را به یک مسافر سالمند در اتوبوس واگذار می کند.

the manager ceders responsibility for hiring to the hr director.

مدیر مسئولیت استخدام را به مدیر HR واگذار می کند.

he ceders the microphone to the next speaker without delay.

او میکروفون را به سخنران بعدی بدون تاخیر واگذار می کند.

in court, the landlord ceders the disputed land to the tenant.

در دادگاه، مالک به اجاره دهنده زمین مورد اختلاف را واگذار می کند.

the union ceders its claim to back pay as part of the settlement.

اتحادیه مطالبات خود را در مورد پرداخت پس از قرارداد به عنوان بخشی از پیشنهاد صلح واگذار می کند.

she ceders the lead role to a younger actor for the revival.

او نقش اصلی را به یک بازیگر جوان برای بازیگری مجدد واگذار می کند.

the outgoing chair ceders the gavel to the newly elected chair.

رئیس خارج شده چکش را به رئیس جدید واگذار می کند.

he ceders his speaking time to a colleague who prepared the data.

او زمان سخنرانی خود را به همکاری که داده ها را آماده کرده است، واگذار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید