cemented

[ایالات متحده]/sɪ'mɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تقویت شده با ریختن سیمان

عبارات و ترکیب‌ها

cemented relationship

رابطه مستحکم

cemented in place

در جای خود محکم شده

cemented the deal

معامله را نهایی کرد

cemented carbide

کاربید سیمانی

cemented carbide tool

ابزار کاربید سیمانی

جملات نمونه

strips of rubber cemented endways.

تکه‌هایی از لاستیک که انتهایی به هم چسبانده شده‌اند.

The snow on the ground gradually cemented as the night fell.

برف روی زمین به تدریج با رسیدن شب سفت شد.

Our holiday together cemented our friendship.

تعطیلات ما با هم دوستی ما را محکم کرد.

The characteristic and distinguished method of two classificatory cemented carbide binder is expatiated.It is recommended that GBY is a new cemented carbide binder.

ویژگی ها و روش متمایز دو نوع بسته‌ساز کاربید سیمانی طبقه‌بندی شده شرح داده شده است. توصیه می شود که GBY یک بسته‌ساز جدید کاربید سیمانی است.

Cemented carbides metal: Tungsten powder, carbonize tungsten, Cobalt powder, Molybdenum powder, pure tungsten, Cobalt nickel material, tungsten copper metal, etc.

فلزات کاربید سیمانی: پودر تنگستن، تنگستن کربید، پودر کوبالت، پودر تنگستن، مواد نیکل کوبالت، فلز تنگستن مس، و غیره.

Grainstones are the main part of the section, among which the oolites, intraclast limestones and most bioclast limestones are cemented by sparry calcite.

ذرات سنگ، بخش اصلی این قسمت هستند، که در میان آنها، اولیت‌ها، سنگ‌های آهکی درون‌ریزه‌ای و بیشتر سنگ‌های آهکی بیوکلاستی توسط کلسیت درخشان سیمانی شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید