strong cements
سیمانهای قوی
quick cements
سیمانهای سریع
special cements
سیمانهای ویژه
high cements
سیمانهای با مقاومت بالا
dry cements
سیمانهای خشک
liquid cements
سیمانهای مایع
colored cements
سیمانهای رنگی
eco cements
سیمانهای سازگار با محیط زیست
flexible cements
سیمانهای انعطافپذیر
reinforced cements
سیمانهای تقویتشده
the construction company cements its reputation with quality work.
شرکت ساختمانی با انجام کارهای باکیفیت، شهرت خود را تحکیم میکند.
education cements the foundation for a successful future.
تحصیل، پایه و اساس آیندهای موفق را تحکیم میکند.
the agreement cements our partnership for the next five years.
این توافقنامه، مشارکت ما را برای پنج سال آینده تحکیم میکند.
trust cements strong relationships between team members.
اعتماد، روابط قوی بین اعضای تیم را تحکیم میکند.
her dedication cements her position as a leader.
تعهد او، جایگاه او را به عنوان یک رهبر تحکیم میکند.
the new policy cements the company's commitment to sustainability.
این سیاست جدید، تعهد شرکت به پایداری را تحکیم میکند.
cementing the deal took longer than expected.
تحکیم قرارداد بیشتر از حد انتظار طول کشید.
the event cements our community's spirit of togetherness.
این رویداد، روحیه همدلی و اتحاد ما را تحکیم میکند.
regular practice cements skills in any discipline.
تمرین منظم، مهارتها را در هر رشتهای تحکیم میکند.
winning the championship cements their legacy in sports history.
برنده شدن در مسابقات قهرمانی، میراث آنها را در تاریخ ورزش تحکیم میکند.
strong cements
سیمانهای قوی
quick cements
سیمانهای سریع
special cements
سیمانهای ویژه
high cements
سیمانهای با مقاومت بالا
dry cements
سیمانهای خشک
liquid cements
سیمانهای مایع
colored cements
سیمانهای رنگی
eco cements
سیمانهای سازگار با محیط زیست
flexible cements
سیمانهای انعطافپذیر
reinforced cements
سیمانهای تقویتشده
the construction company cements its reputation with quality work.
شرکت ساختمانی با انجام کارهای باکیفیت، شهرت خود را تحکیم میکند.
education cements the foundation for a successful future.
تحصیل، پایه و اساس آیندهای موفق را تحکیم میکند.
the agreement cements our partnership for the next five years.
این توافقنامه، مشارکت ما را برای پنج سال آینده تحکیم میکند.
trust cements strong relationships between team members.
اعتماد، روابط قوی بین اعضای تیم را تحکیم میکند.
her dedication cements her position as a leader.
تعهد او، جایگاه او را به عنوان یک رهبر تحکیم میکند.
the new policy cements the company's commitment to sustainability.
این سیاست جدید، تعهد شرکت به پایداری را تحکیم میکند.
cementing the deal took longer than expected.
تحکیم قرارداد بیشتر از حد انتظار طول کشید.
the event cements our community's spirit of togetherness.
این رویداد، روحیه همدلی و اتحاد ما را تحکیم میکند.
regular practice cements skills in any discipline.
تمرین منظم، مهارتها را در هر رشتهای تحکیم میکند.
winning the championship cements their legacy in sports history.
برنده شدن در مسابقات قهرمانی، میراث آنها را در تاریخ ورزش تحکیم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید