censoriously critical
به شدت انتقادی
censoriously disapproving
به شدت مخالف
censoriously judgmental
به شدت قضاوتگر
censoriously harsh
به شدت تند
censoriously negative
به شدت منفی
censoriously evaluative
به شدت ارزیابی کننده
censoriously scornful
به شدت تحقیرآمیز
censoriously critical of
به شدت انتقاد از
censoriously unyielding
به شدت انعطاف ناپذیر
censoriously unforgiving
به شدت بیامرزه
she looked at him censoriously after his rude comment.
او پس از اظهار نظر بیادبانه او با حالتی سرزنشآمیز به او نگاه کرد.
the critics reviewed the film censoriously, pointing out its flaws.
منتقدان فیلم را به شکلی سرزنشآمیز بررسی کردند و به نقاط ضعف آن اشاره کردند.
he spoke censoriously about her choice of career.
او در مورد انتخاب شغلی او به شکلی سرزنشآمیز صحبت کرد.
the teacher looked censoriously at the students who were talking.
معلم با حالتی سرزنشآمیز به دانشآموزانی که صحبت میکردند نگاه کرد.
his censoriously written article sparked a heated debate.
مقاله او که به شکلی سرزنشآمیز نوشته شده بود، باعث ایجاد بحثی داغ شد.
she often comments censoriously on social media posts.
او اغلب به طور سرزنشآمیز در مورد پستهای رسانههای اجتماعی نظر میدهد.
the audience reacted censoriously to the speaker's controversial remarks.
مخاطبان با واکنش سرزنشآمیزی به اظهارات بحثبرانگیز سخنران پاسخ دادند.
he was known for his censoriously critical reviews of popular novels.
او به خاطر بررسیهای سرزنشآمیز و انتقادیش از رمانهای محبوب شناخته میشد.
the panel discussed the proposal censoriously, highlighting its weaknesses.
هیئت با حالتی سرزنشآمیز پیشنهاد را مورد بحث قرار داد و نقاط ضعف آن را برجسته کرد.
she raised her eyebrows censoriously at his lack of preparation.
او با حالتی سرزنشآمیز ابروهای خود را به دلیل نداشتن آمادگی او بالا آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید