centages

[ایالات متحده]/ˈsɛn.tɪdʒ/
[بریتانیا]/SEN-tidj/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درصد؛ نسبتی که به صورت کسر از 100 بیان می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

percentage increase

افزایش درصد

percentage decrease

کاهش درصد

percentage point

درصد واحد

percentage share

سهم درصد

percentage rate

نرخ درصد

percentage distribution

توزیع درصد

percentage growth

رشد درصد

percentage basis

پایه درصد

percentage analysis

تحلیل درصد

percentage formula

فرمول درصد

جملات نمونه

the percentage of students passing the exam increased this year.

درصد دانشجویانی که در این سال در امتحان قبول شده اند افزایش یافته است.

she received a high percentage of votes in the election.

او درصد بالایی از آرا را در انتخابات کسب کرد.

the company's profit percentage has improved significantly.

درصد سود شرکت به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

what percentage of the budget is allocated for marketing?

چه درصدی از بودجه برای بازاریابی اختصاص داده شده است؟

he achieved a perfect percentage in his final exams.

او در امتحان نهایی خود نمره درصدی کامل کسب کرد.

the percentage of renewable energy sources is on the rise.

درصد منابع انرژی تجدیدپذیر در حال افزایش است.

we need to calculate the percentage of errors in the report.

ما باید درصد خطاها در گزارش را محاسبه کنیم.

the percentage of satisfied customers is very high.

درصد مشتریان راضی بسیار زیاد است.

she lost a percentage of her investment due to market fluctuations.

او به دلیل نوسانات بازار، درصدی از سرمایه گذاری خود را از دست داد.

can you tell me the percentage of completion for this project?

آیا می توانید به من بگویید درصد تکمیل این پروژه چقدر است؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید