certifiable

[ایالات متحده]/'sɜːtɪfaɪəb(ə)l/
[بریتانیا]/'sɝtɪfaɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تأیید یا اثبات; قابل تأیید شدن

عبارات و ترکیب‌ها

clinically certifiable

قابل اثبات بالینی

legally certifiable

قابل اثبات قانونی

mentally certifiable

روانی قابل اثبات

جملات نمونه

a certifiable fact; certifiable data.

یک واقعیت قابل اثبات؛ داده‌های قابل اثبات

encephalitis was a certifiable condition.

آنفالیت یک وضعیت قابل اثبات بود.

1 economy assures: Certifiable after you can pay the expenses of entertainment of a huge sum of a month.

اقتصاد 1 تضمین می‌کند: قابل اثبات پس از اینکه بتوانید هزینه‌های سرگرمی مبلغ هنگفتی را در یک ماه بپردازید.

He is certifiable as a mental health professional.

او به عنوان یک متخصص بهداشت روان قابل اثبات است.

The company requires certifiable proof of identity.

شرکت به مدرک شناسایی قابل اثبات نیاز دارد.

She is certifiable as a certified public accountant.

او به عنوان یک حسابدار عمومی دارای گواهینامه قابل اثبات است.

The document needs to be certifiable by a notary public.

این سند باید توسط یک دفتر اسناد رسمی قابل اثبات باشد.

He has a certifiable talent for playing the piano.

او یک استعداد قابل اثبات برای نواختن پیانو دارد.

The product must meet certifiable safety standards.

محصول باید استانداردهای ایمنی قابل اثبات را برآورده کند.

The witness provided a certifiable alibi for the suspect.

شهود یک حضانت قابل اثبات برای مظنون ارائه کرد.

The company offers certifiable training programs for employees.

شرکت برنامه‌های آموزشی قابل اثبات برای کارمندان ارائه می‌دهد.

He has a certifiable track record of success in the industry.

او سابقه قابل اثبات موفقیت در این صنعت دارد.

The school requires certifiable proof of vaccination for enrollment.

مدرسه برای ثبت نام به مدرک واکسیناسیون قابل اثبات نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید