the women covered their heads with black chadars before entering the shrine.
زنان قبل از ورود به معبد سر خود را با چادرهای سیاه پوشاندند.
she adjusted the folds of her chadar to keep it from slipping.
او پوستههای چادر خود را تنظیم کرد تا از لغزیدن جلوگیری شود.
many pilgrims wear white chadars during their journey to the holy site.
بسیاری از معتمران در طول سفر خود به مکان مقدس چادرهای سفید پوشیدهاند.
he bought a beautiful silk chadar as a souvenir from his trip to iran.
او یک چادر زیبای پشمی را به عنوان یک یادگار از سفر خود به ایران خرید.
the chadar protects the wearer from the harsh desert sun and wind.
چادر کسی را از خورشید و باد سخت صحرا حفظ میکند.
embroidered chadars are often given as gifts for special occasions like weddings.
چادرهای دوخته شده اغلب به عنوان هدیههایی برای مناسبتهای ویژه مانند ازدواج داده میشوند.
during the ceremony, the men draped green chadars over their shoulders.
در طول مراسم، مردان چادرهای سبز را روی شانههای خود پهن کردند.
the fabric market is famous for selling high-quality cotton chadars.
بازار پارچه به خاطر فروش چادرهای پنبهای با کیفیت بالا معروف است.
she clutched the edge of her chadar tightly while walking through the crowd.
او در حالی که از جمع خیابان عبور میکرد، لبه چادر خود را محکم نگه داشت.
traditional chadars are still widely used in rural parts of the region.
چادرهای سنتی هنوز در بخشهای روستایی منطقه به طور گسترده استفاده میشود.
the exhibit displayed a collection of antique chadars from the 19th century.
این نمایشگاه مجموعهای از چادرهای باستانی قرن نوزدهم را نمایش داد.
a light chadar is sufficient protection against the evening breeze.
یک چادر سبک در برابر باد عصر کافی است.
the women covered their heads with black chadars before entering the shrine.
زنان قبل از ورود به معبد سر خود را با چادرهای سیاه پوشاندند.
she adjusted the folds of her chadar to keep it from slipping.
او پوستههای چادر خود را تنظیم کرد تا از لغزیدن جلوگیری شود.
many pilgrims wear white chadars during their journey to the holy site.
بسیاری از معتمران در طول سفر خود به مکان مقدس چادرهای سفید پوشیدهاند.
he bought a beautiful silk chadar as a souvenir from his trip to iran.
او یک چادر زیبای پشمی را به عنوان یک یادگار از سفر خود به ایران خرید.
the chadar protects the wearer from the harsh desert sun and wind.
چادر کسی را از خورشید و باد سخت صحرا حفظ میکند.
embroidered chadars are often given as gifts for special occasions like weddings.
چادرهای دوخته شده اغلب به عنوان هدیههایی برای مناسبتهای ویژه مانند ازدواج داده میشوند.
during the ceremony, the men draped green chadars over their shoulders.
در طول مراسم، مردان چادرهای سبز را روی شانههای خود پهن کردند.
the fabric market is famous for selling high-quality cotton chadars.
بازار پارچه به خاطر فروش چادرهای پنبهای با کیفیت بالا معروف است.
she clutched the edge of her chadar tightly while walking through the crowd.
او در حالی که از جمع خیابان عبور میکرد، لبه چادر خود را محکم نگه داشت.
traditional chadars are still widely used in rural parts of the region.
چادرهای سنتی هنوز در بخشهای روستایی منطقه به طور گسترده استفاده میشود.
the exhibit displayed a collection of antique chadars from the 19th century.
این نمایشگاه مجموعهای از چادرهای باستانی قرن نوزدهم را نمایش داد.
a light chadar is sufficient protection against the evening breeze.
یک چادر سبک در برابر باد عصر کافی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید