chadors

[ایالات متحده]/ˈtʃɑːdɔːz/
[بریتانیا]/tʃɑːˈdɔːrz/

ترجمه

n. چادر (جمع چادر) - یک پوشاک گشاد و بلند که توسط زنان مسلمان برای پوشاندن سر و بدن بالایی پوشیده می‌شود.

جملات نمونه

these women wore black chadors as they walked through the mosque.

این زنان چادر سیاه را در حالی که از مسجد عبور می‌کردند پوشیدند.

traditional chadors flowed gently in the evening breeze along the cobblestone streets.

چادرهای سنتی به آرامی در باد عصر در خیابان‌های کاهویی جریان می‌یافتند.

she adjusted her chador carefully before entering the ancient temple.

او قبل از ورود به معبد باستانی به دقت چادر خود را تنظیم کرد.

colorful chadors are common during festive religious celebrations in the village.

چادرهای رنگارنگ در جشن‌های مذهبی در روستا گسترده است.

the silk chador billowed dramatically as she walked through the garden gate.

چادر پشمی در حالی که او از درب باغ عبور می‌کرد به طور چشمگیری پراکنده شد.

many women in iran wear chadors as part of their daily attire and religious practice.

بسیاری از زنان در ایران چادر را به عنوان بخشی از لباس روزانه و رفتار مذهبی خود پوشیده‌اند.

the delicate embroidered chador felt luxurious against her shoulders.

چادر دوخته شده ظریف در مقابل شانه‌های او احساس لوکسی را ایجاد می‌کرد.

she gracefully removed her chador upon entering the traditional tea house.

او با گریزه‌ای زیبا چادر خود را در هنگام ورود به خانه چای سنتی برداشت.

modern chadors come in various fabrics including cotton, silk, and synthetic materials.

چادرهای مدرن در انواع پارچه‌ها از جمله پنبه، پشم و مواد مصنوعی موجود است.

the elderly woman wore a simple black chador with quiet dignity.

زن سالمند چادر سیاه ساده‌ای را با افتخار آرامش‌بخش پوشید.

during the ceremony, the flowing chadors created a mesmerizing sea of deep colors.

در طول مراسم، چادرهای جاری یک دریای رنگ‌های عمیق جذاب ایجاد کردند.

she browsed the marketplace and purchased a beautiful new chador with intricate patterns.

او بازار را جستجو کرد و یک چادر جدید زیبایی با الگوهای پیچیده خرید.

a sudden gust of wind caught the edge of her flowing chador.

یک باد ناگهانی لبه چادر جاری او را گرفت.

traditional handwoven chadors are highly valued in rural communities.

چادرهای دست‌ساز سنتی در جوامع روستایی به طور گسترده ارزشمند هستند.

the young bride wore a white chador decorated with gold thread for her wedding day.

خانم جوان چادر سفیدی را با دکمه‌های طلا برای روز عروسی خود پوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید