chainmail

[ایالات متحده]/tʃeɪnmeɪl/
[بریتانیا]/cheynˌmāl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی زره که از حلقه‌های فلزی کوچک به هم پیوسته تشکیل شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

chainmail armor

زره زنجیره‌ای

chainmail shirt

پیراهن زنجیره‌ای

chainmail coif

کلاه زنجیره‌ای

chainmail gloves

دستکش زنجیره‌ای

chainmail vest

جلیقه زنجیره‌ای

chainmail leggings

شلنگ‌های زنجیره‌ای

chainmail hood

کلاه زنجیره‌ای

chainmail belt

کمربند زنجیره‌ای

chainmail cape

شنل زنجیره‌ای

chainmail dress

لباس زنجیره‌ای

جملات نمونه

he wore a suit of chainmail for protection in battle.

او برای محافظت در نبرد، زره زنجیری به تن داشت.

the knight's chainmail glinted in the sunlight.

زره زنجیری شوالیه در نور خورشید می‌درخشید.

chainmail was commonly used during the medieval period.

زره زنجیری به طور معمول در دوره قرون وسطی استفاده می‌شد.

she admired the intricate design of the chainmail armor.

او طراحی پیچیده زره زنجیری را تحسین کرد.

chainmail provides excellent defense against slashing attacks.

زره زنجیری دفاع عالی در برابر حملات برنده کننده ارائه می‌دهد.

the cost of chainmail can vary depending on the craftsmanship.

هزینه زره زنجیری می‌تواند بسته به مهارت‌گری بستگی داشته باشد.

he decided to invest in a custom-made chainmail shirt.

او تصمیم گرفت در یک پیراهن زره زنجیری سفارشی‌سازی شده سرمایه‌گذاری کند.

wearing chainmail can be quite heavy and restrictive.

پوشیدن زره زنجیری می‌تواند بسیار سنگین و محدود کننده باشد.

during the reenactment, they showcased their chainmail skills.

در طول بازسازی، آنها مهارت‌های خود در زره زنجیری را به نمایش گذاشتند.

the blacksmith specialized in creating chainmail for warriors.

جوشکار در ساخت زره زنجیری برای جنگجویان تخصص داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید