chamfers

[ایالات متحده]/ˈtʃæmfər/
[بریتانیا]/ˈtʃæm.fɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه شیب‌دار یا مایل، معمولاً بر روی یک قطعه کار در تولید.
v. بریدن یا شکل دادن لبه به یک شیب یا مایل.

عبارات و ترکیب‌ها

chamfer edge

لبه فونیکس

chamfer tool

ابزار فونیکس

chamfer angle

زاویه فونیکس

chamfer size

اندازه فونیکس

chamfer design

طراحی فونیکس

chamfer finish

پرداخت فونیکس

chamfer length

طول فونیکس

chamfer method

روش فونیکس

chamfer profile

پروفایل فونیکس

chamfer specification

مشخصات فونیکس

جملات نمونه

the carpenter decided to chamfer the edges of the table for safety.

نجار تصمیم گرفت برای ایمنی، لبه‌های میز را با زاویه برش دهد.

chamfering the corners can enhance the aesthetic appeal of the design.

برش دادن گوشه‌ها می‌تواند جذابیت بصری طرح را افزایش دهد.

it's important to chamfer the metal parts before assembly.

قبل از مونتاژ، برش دادن قطعات فلزی مهم است.

the engineer recommended a 45-degree chamfer for the joint.

مهندس یک برش 45 درجه‌ای برای اتصال توصیه کرد.

chamfering helps to reduce stress concentrations in the material.

برش دادن به کاهش تمرکز تنش در مواد کمک می‌کند.

we need to chamfer the edges to prevent chipping.

ما باید لبه‌ها را برای جلوگیری از تراشه برش دهیم.

using a router, you can easily chamfer the wood edges.

با استفاده از روتر، به راحتی می‌توانید لبه‌های چوبی را برش دهید.

the designer specified a chamfer on the product for a modern look.

طراح یک برش روی محصول برای داشتن ظاهری مدرن مشخص کرد.

chamfer tools are essential for precision machining.

ابزارهای برش برای ماشینکاری دقیق ضروری هستند.

after chamfering, the piece fit perfectly into the assembly.

پس از برش دادن، قطعه به طور کامل در مونتاژ جا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید