chanciest bet
بازیای با احتمال بالا
most chanciest
بیشترین احتمال
chanciest outcome
نتیجهای با احتمال بالا
being chanciest
بودن با احتمال بالا
chanciest move
حرکتی با احتمال بالا
seemed chanciest
به نظر میرسد احتمال بالایی دارد
chanciest option
گزینهای با احتمال بالا
felt chanciest
احساس احتمال بالا
chanciest play
بازیای با احتمال بالا
highly chanciest
به طور قاطع با احتمال بالا
it was a chanciest bet, but we decided to go for it anyway.
این یک پیشنهاد خطرناک بود، اما ما تصمیم گرفتیم هر چه باشد به آن بیاییم.
the chanciest route involved driving through a snowstorm.
راهی خطرناکتر شامل رانندگی در باران برفی بود.
he was known for taking the chanciest approach to problem-solving.
او به خاطر رویکرد خطرناک در حل مسائل شناخته میشد.
investing in that startup felt like the chanciest thing we’d ever done.
سرمایه گذاری در آن شرکت نوپا، مانند خطرناکترین چیزی بود که تا کنون انجام داده بودیم.
the chanciest plan involved scaling the sheer cliff face.
خطرناکترین پلان شامل بالا رفتن به صورت مستقیم روی دیواره ی تاکنون بود.
despite the chanciest odds, she managed to win the competition.
با وجود احتمالات خطرناک، او موفق به برنده شدن در مسابقه شد.
it was a chanciest move, but it paid off in the end.
این یک حرکت خطرناک بود، اما در نهایت پراید.
the team’s chanciest strategy was to attack directly.
استراتژی خطرناکتر تیم حمله مستقیم بود.
he made a chanciest decision to quit his job and travel the world.
او تصمیم خطرناکی گرفت که از کار خود کناره گرفته و سراسر جهان سفر کند.
it was the chanciest gamble of their careers, with everything on the line.
این خطرناکترین شرطی بود که در تمام دوران کاری آنها بود، با تمام چیزی در بازی.
the chanciest option was to start a business during a recession.
خطرناکترین گزینه در زمان رکود اقتصادی شروع کسب و کار بود.
chanciest bet
بازیای با احتمال بالا
most chanciest
بیشترین احتمال
chanciest outcome
نتیجهای با احتمال بالا
being chanciest
بودن با احتمال بالا
chanciest move
حرکتی با احتمال بالا
seemed chanciest
به نظر میرسد احتمال بالایی دارد
chanciest option
گزینهای با احتمال بالا
felt chanciest
احساس احتمال بالا
chanciest play
بازیای با احتمال بالا
highly chanciest
به طور قاطع با احتمال بالا
it was a chanciest bet, but we decided to go for it anyway.
این یک پیشنهاد خطرناک بود، اما ما تصمیم گرفتیم هر چه باشد به آن بیاییم.
the chanciest route involved driving through a snowstorm.
راهی خطرناکتر شامل رانندگی در باران برفی بود.
he was known for taking the chanciest approach to problem-solving.
او به خاطر رویکرد خطرناک در حل مسائل شناخته میشد.
investing in that startup felt like the chanciest thing we’d ever done.
سرمایه گذاری در آن شرکت نوپا، مانند خطرناکترین چیزی بود که تا کنون انجام داده بودیم.
the chanciest plan involved scaling the sheer cliff face.
خطرناکترین پلان شامل بالا رفتن به صورت مستقیم روی دیواره ی تاکنون بود.
despite the chanciest odds, she managed to win the competition.
با وجود احتمالات خطرناک، او موفق به برنده شدن در مسابقه شد.
it was a chanciest move, but it paid off in the end.
این یک حرکت خطرناک بود، اما در نهایت پراید.
the team’s chanciest strategy was to attack directly.
استراتژی خطرناکتر تیم حمله مستقیم بود.
he made a chanciest decision to quit his job and travel the world.
او تصمیم خطرناکی گرفت که از کار خود کناره گرفته و سراسر جهان سفر کند.
it was the chanciest gamble of their careers, with everything on the line.
این خطرناکترین شرطی بود که در تمام دوران کاری آنها بود، با تمام چیزی در بازی.
the chanciest option was to start a business during a recession.
خطرناکترین گزینه در زمان رکود اقتصادی شروع کسب و کار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید