chappies

[ایالات متحده]/'tʃæpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همکار; جوانمرد
adj. ترک خورده; دارای پوست خشک

جملات نمونه

I thought it would be fun if the third groomsman was my family dog, Chappy.

فکر می‌کردم اگر سومین خدمتکار داماد سگ خانوادگی‌ام، چاپی باشد، جالب باشد.

نمونه‌های واقعی

Now Rob, you seem like a happy chappy.

اکنون راب، شما مثل یک آدم شاد به نظر می‌رسید.

منبع: 6 Minute English

Are you interested in walkin' the rest of your life, chappy?

آیا به پیاده‌روی در باقی عمرتان، دوست پسر؟

منبع: Classic movies

So, what do you make of this Valentino chappy, then?

پس، شما درباره این دوست پسر والنتینو چه فکر می‌کنید؟

منبع: Downton Abbey Video Version (Season 4)

So, for me, Austin Powers was that kind of cheeky chappy, who was everything that my dad was proud of of being British.

بنابراین، برای من، آستین پاورز آن نوع دوست پسر شیطنت‌آمیز بود که همه چیزهایی بود که پدرم به خاطر بریتانیایی بودن به آن افتخار می‌کرد.

منبع: GQ — Representative Roles of Celebrities

Yeah, not not afraid of voicing their opinions. They can be a bit cheeky, the Cheeky sort of, chappy. I think of a lot of Scousers that I've met, in my life and worked with.

بله، از بیان نظرات خود نمی‌ترسند. آنها می‌توانند کمی شیطنت‌آمیز باشند، نوع شیطنت‌آمیز، دوست پسر. من به بسیاری از اسکاوسرها فکر می‌کنم که در زندگی‌ام ملاقات کرده‌ام و با آنها کار کرده‌ام.

منبع: Street interviews learning English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید