character-based

[ایالات متحده]/[ˈkærəktər beɪst]/
[بریتانیا]/[ˈkærəktər beɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبتنی بر یا مربوط به نویسه‌ها، به ویژه در نوشتن یا محاسبات؛ استفاده از نویسه‌ها به عنوان واحد اصلی داده یا تحلیل؛ مربوط به سیستمی که در آن داده‌ها با استفاده از نویسه‌های جداگانه نشان داده و پردازش می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

character-based design

طراحی مبتنی بر نویسه

character-based input

ورودی مبتنی بر نویسه

character-based system

سیستم مبتنی بر نویسه

character-based encoding

رمزگذاری مبتنی بر نویسه

character-based language

زبان مبتنی بر نویسه

using character-based

استفاده از مبتنی بر نویسه

character-based approach

رویکرد مبتنی بر نویسه

character-based font

فونت مبتنی بر نویسه

character-based data

داده‌های مبتنی بر نویسه

character-based interface

رابط کاربری مبتنی بر نویسه

جملات نمونه

the novel's character-based plot development was fascinating to read.

توسعه طرح داستان مبتنی بر شخصیت رمان خواندن را جذاب می‌کرد.

her character-based approach to leadership fostered a strong team environment.

رویکرد مبتنی بر شخصیت او در رهبری، محیط کار تیمی قوی را تقویت کرد.

the film's success stemmed from its compelling, character-based narrative.

موفقیت فیلم از روایت جذاب و مبتنی بر شخصیت آن نشأت می‌گرفت.

we analyzed the character-based motivations behind the protagonist's actions.

ما انگیزه‌های مبتنی بر شخصیت پشت اقدامات شخصیت اصلی را تجزیه و تحلیل کردیم.

the play featured a character-based exploration of family dynamics.

نمایش، کاوش مبتنی بر شخصیت در پویایی خانواده را به تصویر می‌کشید.

the artist's style is heavily character-based, focusing on individual portraits.

سبک هنرمند به شدت مبتنی بر شخصیت است و بر پرتره‌های فردی تمرکز دارد.

the game's design emphasized character-based progression and customization.

طراحی بازی بر پیشرفت و سفارشی‌سازی مبتنی بر شخصیت تأکید داشت.

the study used a character-based framework to understand consumer behavior.

این مطالعه از چارچوبی مبتنی بر شخصیت برای درک رفتار مصرف‌کننده استفاده کرد.

the writer's character-based writing style is known for its depth and realism.

سبک نویسندگی مبتنی بر شخصیت نویسنده به خاطر عمق و واقع‌گرایی آن شناخته شده است.

the marketing campaign utilized a character-based storytelling approach.

کمپین بازاریابی از رویکرد داستان‌سرای مبتنی بر شخصیت استفاده کرد.

the therapist employed a character-based approach to understand the patient's issues.

درمانگر از رویکردی مبتنی بر شخصیت برای درک مشکلات بیمار استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید