rainbow chard
ترب کوهی رنگین کمان
swiss chard
ترب کوهی سوئیسی
I enjoy sautéed chard with garlic and olive oil.
من از خوردن اسفناج تفت داده شده با سیر و روغن زیتون لذت می برم.
The chard in the garden is ready to be harvested.
اسفناج در باغ آماده برداشت است.
Chard is a nutritious leafy green vegetable.
اسفناج یک سبزی برگی مغذی است.
She made a delicious chard quiche for brunch.
او یک کیش اسفناج خوشمزه برای صبحانه درست کرد.
The farmers market had fresh chard for sale.
بازار کشاورزان اسفناج تازه برای فروش داشت.
I like to add chard to my smoothies for extra nutrients.
من دوست دارم اسفناج را به اسموتی هایم برای دریافت مواد مغذی بیشتر اضافه کنم.
The recipe called for rainbow chard as a colorful addition.
دستور العمل از افزودن اسفناج رنگین کمان به عنوان یک افزودنی رنگارنگ استفاده کرد.
Chard is a versatile vegetable that can be used in a variety of dishes.
اسفناج یک سبزی همه کاره است که می توان از آن در انواع غذاها استفاده کرد.
The chard leaves were wilted from being left out too long.
برگ های اسفناج به دلیل قرار گرفتن در فضای باز برای مدت طولانی پژمرده شده بودند.
I need to buy some chard at the grocery store for dinner tonight.
من باید امشب برای شام مقداری اسفناج از فروشگاه مواد غذایی بخرم.
rainbow chard
ترب کوهی رنگین کمان
swiss chard
ترب کوهی سوئیسی
I enjoy sautéed chard with garlic and olive oil.
من از خوردن اسفناج تفت داده شده با سیر و روغن زیتون لذت می برم.
The chard in the garden is ready to be harvested.
اسفناج در باغ آماده برداشت است.
Chard is a nutritious leafy green vegetable.
اسفناج یک سبزی برگی مغذی است.
She made a delicious chard quiche for brunch.
او یک کیش اسفناج خوشمزه برای صبحانه درست کرد.
The farmers market had fresh chard for sale.
بازار کشاورزان اسفناج تازه برای فروش داشت.
I like to add chard to my smoothies for extra nutrients.
من دوست دارم اسفناج را به اسموتی هایم برای دریافت مواد مغذی بیشتر اضافه کنم.
The recipe called for rainbow chard as a colorful addition.
دستور العمل از افزودن اسفناج رنگین کمان به عنوان یک افزودنی رنگارنگ استفاده کرد.
Chard is a versatile vegetable that can be used in a variety of dishes.
اسفناج یک سبزی همه کاره است که می توان از آن در انواع غذاها استفاده کرد.
The chard leaves were wilted from being left out too long.
برگ های اسفناج به دلیل قرار گرفتن در فضای باز برای مدت طولانی پژمرده شده بودند.
I need to buy some chard at the grocery store for dinner tonight.
من باید امشب برای شام مقداری اسفناج از فروشگاه مواد غذایی بخرم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید