getting chattier
در حال شدیدتر شدن گویش
chattier than
بیشتر گویش
much chattier
بسیار گویشتر
chattier now
اکنون گویشتر
so chattier
بهطوری گویشتر
chattier today
امروز گویشتر
being chattier
در حال شدیدتر شدن گویش
chattier voice
گویش گویشتر
chattier child
کودک گویشتر
chattier friend
دوست گویشتر
she's become chattier since she retired, always eager to share stories.
او از زمان بازنشستگی خود بیشتر گوشه گویی شده است و همیشه علاقه مند به اشتراک گذاری داستان ها می باشد.
the children were chattier than usual after the exciting school trip.
پس از یک سفر مدرسه ای جالب، کودکان بیشتر گوشه گویی بودند.
he's a chattier person in small groups than he is in large meetings.
او در گروه های کوچک بیشتر گوشه گویی تر از آن است که در جلسات بزرگ باشد.
my sister is chattier than me; she can talk for hours on end.
خواهر من بیشتر گوشه گویی تر از من است، او می تواند به مدت ساعات صحبت کند.
the sales team needs a chattier member to engage with potential clients.
تیم فروش به یک عضو بیشتر گوشه گویی برای تعامل با مشتریان محتمل نیاز دارد.
after a cup of coffee, she became chattier and more animated.
پس از یک فنجان قهوه، او بیشتر گوشه گویی و پویاتر شد.
he's surprisingly chattier when he's talking about his hobby, photography.
وقتی در مورد علاقه مندی خود، عکاسی صحبت می کند، او به طور غیرمنتظره بیشتر گوشه گویی می شود.
the new intern was chattier and more outgoing than we expected.
کارآموز جدید بیشتر گوشه گویی و باز دسته تر از آنچه انتظار داشتیم بود.
being chattier helped her make new friends at university.
بودن بیشتر گوشه گویی به او کمک کرد تا در دانشگاه دوستان جدید پیدا کند.
the dog was chattier than usual, barking at every passerby.
سگ بیشتر گوشه گویی از معمول بود و به هر کسی که از کنارش می گذشت کشید.
we encouraged him to be chattier and participate more in the discussions.
ما او را تشویق کردیم تا بیشتر گوشه گویی و در بحث ها بیشتر شرکت کند.
getting chattier
در حال شدیدتر شدن گویش
chattier than
بیشتر گویش
much chattier
بسیار گویشتر
chattier now
اکنون گویشتر
so chattier
بهطوری گویشتر
chattier today
امروز گویشتر
being chattier
در حال شدیدتر شدن گویش
chattier voice
گویش گویشتر
chattier child
کودک گویشتر
chattier friend
دوست گویشتر
she's become chattier since she retired, always eager to share stories.
او از زمان بازنشستگی خود بیشتر گوشه گویی شده است و همیشه علاقه مند به اشتراک گذاری داستان ها می باشد.
the children were chattier than usual after the exciting school trip.
پس از یک سفر مدرسه ای جالب، کودکان بیشتر گوشه گویی بودند.
he's a chattier person in small groups than he is in large meetings.
او در گروه های کوچک بیشتر گوشه گویی تر از آن است که در جلسات بزرگ باشد.
my sister is chattier than me; she can talk for hours on end.
خواهر من بیشتر گوشه گویی تر از من است، او می تواند به مدت ساعات صحبت کند.
the sales team needs a chattier member to engage with potential clients.
تیم فروش به یک عضو بیشتر گوشه گویی برای تعامل با مشتریان محتمل نیاز دارد.
after a cup of coffee, she became chattier and more animated.
پس از یک فنجان قهوه، او بیشتر گوشه گویی و پویاتر شد.
he's surprisingly chattier when he's talking about his hobby, photography.
وقتی در مورد علاقه مندی خود، عکاسی صحبت می کند، او به طور غیرمنتظره بیشتر گوشه گویی می شود.
the new intern was chattier and more outgoing than we expected.
کارآموز جدید بیشتر گوشه گویی و باز دسته تر از آنچه انتظار داشتیم بود.
being chattier helped her make new friends at university.
بودن بیشتر گوشه گویی به او کمک کرد تا در دانشگاه دوستان جدید پیدا کند.
the dog was chattier than usual, barking at every passerby.
سگ بیشتر گوشه گویی از معمول بود و به هر کسی که از کنارش می گذشت کشید.
we encouraged him to be chattier and participate more in the discussions.
ما او را تشویق کردیم تا بیشتر گوشه گویی و در بحث ها بیشتر شرکت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید