chawing gum
جوندن آدامس
chawing tobacco
جوندن تنباکو
chawing food
جوندن غذا
chawing loudly
بلند صحبت کردن
chawing slowly
به آرامی صحبت کردن
chawing quietly
به آرامی صحبت کردن
chawing scenery
تماشای منظره
chawing meat
جوندن گوشت
chawing snacks
جوندن میان وعده
chawing together
با هم صحبت کردن
chawing on gum is a common habit.
جویدن آدامس یک عادت رایج است.
he was chawing on a piece of beef jerky.
او در حال جویدن یک تکه گوشت خشک بود.
chawing away at her homework took hours.
ساعات طول کشید تا او به تکالیفش رسیدگی کند.
she enjoys chawing on sunflower seeds while watching tv.
او از جویدن دانه های آفتابگردان در حین تماشای تلویزیون لذت می برد.
chawing on ice can damage your teeth.
جویدن یخ می تواند به دندان های شما آسیب برساند.
he was busy chawing on his lunch during the meeting.
او در حین جلسه مشغول جویدن ناهارش بود.
chawing on snacks is a part of her daily routine.
جویدن میان وعده بخشی از برنامه روزانه او است.
they were chawing on popcorn while watching the movie.
آنها در حین تماشای فیلم در حال جویدن پاپ کورن بودند.
chawing on raw vegetables is healthy.
خوردن سبزیجات خام سالم است.
he kept chawing on his pencil while thinking.
او در حالی که فکر می کرد مدام روی مدادش جویدن می کرد.
chawing gum
جوندن آدامس
chawing tobacco
جوندن تنباکو
chawing food
جوندن غذا
chawing loudly
بلند صحبت کردن
chawing slowly
به آرامی صحبت کردن
chawing quietly
به آرامی صحبت کردن
chawing scenery
تماشای منظره
chawing meat
جوندن گوشت
chawing snacks
جوندن میان وعده
chawing together
با هم صحبت کردن
chawing on gum is a common habit.
جویدن آدامس یک عادت رایج است.
he was chawing on a piece of beef jerky.
او در حال جویدن یک تکه گوشت خشک بود.
chawing away at her homework took hours.
ساعات طول کشید تا او به تکالیفش رسیدگی کند.
she enjoys chawing on sunflower seeds while watching tv.
او از جویدن دانه های آفتابگردان در حین تماشای تلویزیون لذت می برد.
chawing on ice can damage your teeth.
جویدن یخ می تواند به دندان های شما آسیب برساند.
he was busy chawing on his lunch during the meeting.
او در حین جلسه مشغول جویدن ناهارش بود.
chawing on snacks is a part of her daily routine.
جویدن میان وعده بخشی از برنامه روزانه او است.
they were chawing on popcorn while watching the movie.
آنها در حین تماشای فیلم در حال جویدن پاپ کورن بودند.
chawing on raw vegetables is healthy.
خوردن سبزیجات خام سالم است.
he kept chawing on his pencil while thinking.
او در حالی که فکر می کرد مدام روی مدادش جویدن می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید