chevied away
دور رانده شد
chevied around
دور چرخاند
chevied off
دور زد
chevied up
به سمت بالا رانده شد
chevied out
بیرون رانده شد
chevied in
وارد شد
chevied through
از میان راند
chevied past
از کنار راند
chevied along
همراه راند
chevied back
به عقب راند
he was chevied by the constant demands of his job.
او دائماً تحت فشار خواستههای شغلی خود بود.
she felt chevied by her friends to make a decision.
او احساس میکرد دوستانش او را برای تصمیمگیری تحت فشار قرار میدهند.
the children chevied their parents for a trip to the amusement park.
کودکان والدین خود را برای یک سفر به شهربازی تحت فشار قرار میدادند.
he was chevied into joining the committee.
او برای پیوستن به کمیته تحت فشار قرار گرفت.
they chevied him for an answer to their question.
آنها برای پاسخ به سؤالشان او را تحت فشار قرار دادند.
she felt chevied by the expectations of her family.
او احساس میکرد انتظارات خانوادهاش او را تحت فشار قرار میدهد.
the students were chevied by their teacher to complete the assignment.
دانشجویان توسط معلمشان برای تکمیل تکلیف تحت فشار قرار گرفتند.
he was constantly chevied by his colleagues for updates.
همکارانش دائماً برای اطلاعرسانی او را تحت فشار قرار میدادند.
she was chevied into attending the meeting.
او برای شرکت در جلسه تحت فشار قرار گرفت.
they chevied him about his plans for the weekend.
آنها درباره برنامههای آخر هفتهاش او را تحت فشار قرار دادند.
chevied away
دور رانده شد
chevied around
دور چرخاند
chevied off
دور زد
chevied up
به سمت بالا رانده شد
chevied out
بیرون رانده شد
chevied in
وارد شد
chevied through
از میان راند
chevied past
از کنار راند
chevied along
همراه راند
chevied back
به عقب راند
he was chevied by the constant demands of his job.
او دائماً تحت فشار خواستههای شغلی خود بود.
she felt chevied by her friends to make a decision.
او احساس میکرد دوستانش او را برای تصمیمگیری تحت فشار قرار میدهند.
the children chevied their parents for a trip to the amusement park.
کودکان والدین خود را برای یک سفر به شهربازی تحت فشار قرار میدادند.
he was chevied into joining the committee.
او برای پیوستن به کمیته تحت فشار قرار گرفت.
they chevied him for an answer to their question.
آنها برای پاسخ به سؤالشان او را تحت فشار قرار دادند.
she felt chevied by the expectations of her family.
او احساس میکرد انتظارات خانوادهاش او را تحت فشار قرار میدهد.
the students were chevied by their teacher to complete the assignment.
دانشجویان توسط معلمشان برای تکمیل تکلیف تحت فشار قرار گرفتند.
he was constantly chevied by his colleagues for updates.
همکارانش دائماً برای اطلاعرسانی او را تحت فشار قرار میدادند.
she was chevied into attending the meeting.
او برای شرکت در جلسه تحت فشار قرار گرفت.
they chevied him about his plans for the weekend.
آنها درباره برنامههای آخر هفتهاش او را تحت فشار قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید