chevied

[ایالات متحده]/ˈʧɛviːd/
[بریتانیا]/ˈʧɛviːd/

ترجمه

n. اصطلاح غیررسمی برای شورولت
v. گذشته فعل chevvy، به معنی تعقیب یا دنبال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

chevied away

دور رانده شد

chevied around

دور چرخاند

chevied off

دور زد

chevied up

به سمت بالا رانده شد

chevied out

بیرون رانده شد

chevied in

وارد شد

chevied through

از میان راند

chevied past

از کنار راند

chevied along

همراه راند

chevied back

به عقب راند

جملات نمونه

he was chevied by the constant demands of his job.

او دائماً تحت فشار خواسته‌های شغلی خود بود.

she felt chevied by her friends to make a decision.

او احساس می‌کرد دوستانش او را برای تصمیم‌گیری تحت فشار قرار می‌دهند.

the children chevied their parents for a trip to the amusement park.

کودکان والدین خود را برای یک سفر به شهربازی تحت فشار قرار می‌دادند.

he was chevied into joining the committee.

او برای پیوستن به کمیته تحت فشار قرار گرفت.

they chevied him for an answer to their question.

آنها برای پاسخ به سؤالشان او را تحت فشار قرار دادند.

she felt chevied by the expectations of her family.

او احساس می‌کرد انتظارات خانواده‌اش او را تحت فشار قرار می‌دهد.

the students were chevied by their teacher to complete the assignment.

دانشجویان توسط معلمشان برای تکمیل تکلیف تحت فشار قرار گرفتند.

he was constantly chevied by his colleagues for updates.

همکارانش دائماً برای اطلاع‌رسانی او را تحت فشار قرار می‌دادند.

she was chevied into attending the meeting.

او برای شرکت در جلسه تحت فشار قرار گرفت.

they chevied him about his plans for the weekend.

آنها درباره برنامه‌های آخر هفته‌اش او را تحت فشار قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید