chicane

[ایالات متحده]/ʃɪ'keɪn/
[بریتانیا]/ʃɪ'ken/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریبکاری
vt. فریب دادن
vi. فریب خوردن
شکل‌های واژه
جمعchicanes
شکل سوم شخص مفردchicanes
صفت یا فعل حال استمراریchicaning
زمان گذشتهchicaned
قسمت سوم فعلchicaned

جملات نمونه

She chicaned him into marriage.

او را با فریب به ازدواج وادار کرد.

They chicaned every detail of the arrangement.

آنها تمام جزئیات توافق را با فریب دستکاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید